تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
آن . و جماعتى كارگر و نجار نيز بفرستاد و چند كشتى را از نى بينباشت و نىها را به نفت بيالود ، تا در آنها آتش زند ، و پل را به آتش كشد . نجاران نيز پايه‌ها را ببرند . سپاهيانش را نيز از چند سو بفرستاد ، تا نگذارند ياران صاحب الزنج از تخريب پل مانع شوند . اينان در روز دهم شوال كار خود را آغاز كردند ، و به سوى پل در حركت آمدند . انكلاى پسر صاحب الزنج و ابن ابان و ابن جامع ، به دفاع از پل پرداختند ، زيرا نيك مىدانستند كه اگر آن پل را ويران سازند ، چه زيان‌هايى از آن برمىخيزد . جنگ تا شب ادامه يافت . سپاهيان موفق پيروز شدند ، و در پل شكست آوردند . سپس راه را گشودند ، و كشتىهاى پر از نى را به زير پل كشيدند ، و آتش در آنها زدند . آتش پل را درگرفت . نجاران نيز مدد كردند تا پل فرو ريخت و راه فرا رفتن كشتىها در نهر آسان گرديد . در اين روز از سپاه صاحب الزنج بسيارى كشته شدند ، و جماعتى نيز امان خواستند . پس از ويران شدن پل و سوختن قصرها ، صاحب الزنج به جانب شرقى نهر ابو الخصيب نقل مكان كرد . نيز بازارهاى خود را بدان سو آورد . موفق ، كار را بر آنان سخت گرفت ، چنان كه راه آذوقه مسدود گرديد و خوردنى ناياب شد ، به حدى كه گوشت يك ديگر را مىخوردند . موفق قصد آن كرد كه جانب شرقى را نيز همانند جانب غربى ، به آتش كشد ، اين بود كه با ساز و برگ تمام روانهء خانهء حمدانى شد آنجا موضعى استوار بود ، با انواع آلات نبرد . چون نزديك شد به سبب بلندى بارو ، دست يافتن بدان را ميسر نديد . كمند افكندند و چند علم ، از علم‌هاى فراز بارو را سرنگون كردند جنگجويان كه چنان ديدند بگريختند ، و نفت‌اندازان آلات نبرد را كه بر باروها بود ، آتش زدند ، و هر چه اثاث و متاع بود غارت كردند . حريق به خانه‌هاى اطراف سرايت كرد . جماعتى از نزديكان صاحب الزنج از موفق امان خواستند و او امانشان داد . آنان موفق را به بازار بزرگ ، كه پيوسته به پل اول بود و مباركه نام داشت ، راهنمايى كردند . بازرگانانى كه قوام كارشان بودند در آنجا اقامت داشتند . موفق به قصد آتش زدن بازار آهنگ آنجا كرد . سياهان به سختى در برابر آنان به دفاع پرداختند . سپاهيان موفق ، آتش در آن بازار زدند و آتش‌سوزى تا پايان روز دوام داشت . موفق بازگشت . بازرگانان هر چه از امتعه و اموال خود مانده بود ، به ناحيهء بالاى شهر حمل كردند . صاحب الزنج پس از اين دستبرد ، به مستحكم ساختن مواضع خود پرداخت . خندق‌ها كند ، و پرتگاهها ساخت ، چنان كه در جانب غربى چنان كرده بود . خندقى عريض حفر كرد ، و خانه‌هاى اصحاب خود را بر ساحل غربى نهر ، در پناه اين خندق قرار داد . چون بار ديگر جنگ درگرفت ، پس از نبردى سخت ، موفق باقى بارو را سوراخ كرد ، و به جانب غربى نهر راه يافت . در آنجا دژى استوار بود ، كه صاحب الزنج جمعى از اصحاب دلير خود را در آن جاى داده بود . اينان هر بار بيرون مىآمدند و بر سپاه موفق