تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
آمد . معتز چنان به وحشت افتاد كه شب‌ها همچنان با سلاح مىخوابيد . ياران بغاى شرابى ، در اين سفر به رنج افتادند و نزد بغا شكايت بردند . بغا به شكايت آنان اعتنايى ننمود و شب هنگام به كشتى نشست و به بغداد آمد . مىخواست چنان از جسر بگذرد ، كه كسى از موكلان او را نبيند ، ولى موكلان او را ديدند و بگرفتند و خبر به معتز بردند . معتز فرمان قتلش را داد . سرش را بريدند و براى معتز بردند . او نيز سر را در سامراء نصب نمود . و مغاربه ، جسدش را آتش زدند . بغا قصد آن داشته بود كه به خانهء صالح بن وصيف رود ، تا در فرصتى كه به دست مىآورد معتز را بكشد .

آغاز دولت صفارى

يعقوب بن الليث و برادرش عمرو در سجستان رويگر بودند . صالح بن النضر الكنانى ، از مردم بست [ 1 ] ، در اين ناحيه ظهور كرد . او به قتال خوارج برخاسته بود ، و اصحابش را متطوعه ناميده بود . چنان كه او خود به صالح المطوعى معروف شده بود . كسانى چون درهم بن الحسن ، و يعقوب بن الليث با او يار شدند ، و بر سجستان مستولى گشتند . طاهر بن عبد اللّه بن طاهر ، امير خراسان آنان را از آنجا براند . پس از اين واقعه ، صالح بمرد ، و درهم بن الحسن كار متطوعه را بر دست گرفت ، و پيروانش افزون گشتند . يعقوب مردى دلير بود ، و درهم چنان نبود . امير خراسان حيله انگيخت ، تا درهم را به دست آورد و در بغداد به زندان كرد . متطوعه گرد يعقوب بن الليث را گرفتند ، و يعقوب به نبرد با شراة [ 2 ] خوارج برخاست ، و بر آنان ظفر يافت و از آنان بسيارى را بكشت ، و ديه‌هايشان را ويران نمود . پس از اين كشتار ، كار يعقوب بالا گرفت و يارانش نيك به فرمان او آمدند . يعقوب سجستان را در تصرف آورد و نسبت به خليفه اظهار طاعت كرد . خليفه نيز به او نامه نوشت و جنگ با شراة را به او واگذاشت . يعقوب نيز به خوبى از عهده برآمد و به امور ديگر چون امر به معروف و نهى از منكر نيز بپرداخت . آنگاه يعقوب نواحى ديگر خراسان را مورد تاخت و تاز قرار داد . فرمانرواى خراسان در اين عهد ، محمد بن عبد اللّه بن طاهر بود و از جانب او محمد بن اوس الانبارى در هرات امارت داشت . او براى مقابله با يعقوب سپاهى گرد آورد . چون با سپاه يعقوب رو به رو شد ، منهزم گرديد ، و يعقوب هرات و پوشنج را بگرفت و بر شوكتش درافزود ، چنان كه امير خراسان و ديگر امراى اطراف از او بيمناك شدند . معتز پيش از اين ، او را امارت سجستان داده بود . اينك امارت كرمان را نيز به نام او نوشت . حكومت فارس را على بن الحسين بن شبل بر عهده داشت ، كه در فرستادن خراج درنگ كرده بود . معتز حكومت كرمان را نيز به او داد ، بدان اميد كه آن دو به قتال يك ديگر
هامش
[ ( 1 ) ] اهل البيت . [ ( 2 ) ] سراة .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 455 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى