كارهاى دولتى نگمارند ، و در شعانين [ 1 ] خود صليب بيرون نياورند ، و بر در خانههاى خود صورت شياطين را كه از چوب تراشيدهاند ، نصب كنند تا با خانههاى مسلمانان فرق داشته باشند .
هلاكت محمد بن ابراهيم
محمد بن ابراهيم بن مصعب ، بر بلاد فارس حكم مىراند . او برادرزاده طاهر بود .
برادرش ، اسحاق بن ابراهيم رياست شرطهء بغداد را داشت ، از زمان مأمون و معتصم و واثق و متوكل . و محمد پسرش ، به نيابت از او در سامراء به درگاه خليفه بود .
چون اسحاق در سال 235 بمرد ، متوكل او را به جاى پدرش گماشت ، و او را امارت داد . معتز نيز او را بر يمامه و بحرين و مكه حكومت داد . محمد بن اسحاق نيز جواهر و اموال بسيارى را كه در خزائن داشت به متوكل و پسرانش تقديم نمود . چون اين خبر به محمد بن ابراهيم رسيد ، بر اعمال خليفه و محمد خرده گرفت . محمد بن اسحاق به متوكل شكايت برد متوكل او را به جاى عمش ، محمد بن ابراهيم ، امارت فارس داد . محمد به فارس رفت ، و عم خود را عزل كرد و به جاى او پسر عم خود حسين بن اسماعيل بن مصعب را حكومت داد ، و فرمان داد تا محمد بن ابراهيم را بكشد . او نيز طعامش داد و آب از او بازگرفت ، تا بمرد .
شورش مردم ارمينيه
يوسف بن محمد ، عامل ارمينيه بود . بطريقى ، به نام بقراط بن اشوط [ 2 ] ، كه خود رئيس همهء بطريقان بود ، نزد او آمد و امان خواست . يوسف بن محمد او و پسرش را بگرفت و هر دو را نزد متوكل فرستاد . بطريقان ارمينيه ، با برادرزاده و داماد او موسى بن زراره هم پيمان شدند كه يوسف را بكشند . پس در رمضان سال 237 او را در شهر طرون به محاصره افكندند .
يوسف به مقابله بيرون آمد . او و همه يارانش را كشتند . چون اين خبر به متوكل رسيد ، بغا الكبير را به خونخواهى يوسف به ارمينيه فرستاد . او به موصل و جزيره آمد و از آنجا به ارزن [ 3 ] رفت . نخست موسى بن زراره و برادرانش را بگرفت ، و نزد متوكل فرستاد . از مردم ارمينيه سى هزار تن را بكشت . و خلق كثيرى را اسير كرد ، سپس به شهر دبيل رفت و يك ماه در آنجا درنگ كرد . آنگاه به تفليس رفت و شهر را در محاصره گرفت . بغا بر مقدمه زيرك [ 4 ] التركى را فرستاده بود . اسحاق بن اسماعيل از موالى بنى اميه در تفليس بود ، با سپاهى به نبرد بيرون آمد . شهر تفليس ، بيشتر بناهايش از چوب صنوبر بود . با فرمان داد تا نفت
هامش
[ ( 1 ) ] شعاب . ( شعانين : عيدى است ، يك هفته پيش از فصح . آخرين يكشنبهء صوم الاربعين . )
[ ( 2 ) ] اسواط .
[ ( 3 ) ] اردن .
[ ( 4 ) ] زبرك .