نهاد . چون نزد متوكل آمد ، او و يارانش را خلعت داد ، و بر على بابا جامهء ديبا و عمامه سياه پوشيد . متوكل امارت بجه و راه ميان مصر و مكه را به سعد الخادم الايتاخى داد ، و سعد ، محمد بن عبد اللّه القمى را امارت بخشيد . محمد عبد اللّه القمى ، با على بابا بدانجا بازگشتند ، و كارهاى آن ناحيه به استقامت آمد .
نبردهايى با روميان ( صوائف )
در سال 238 ، روميان با صد كشتى به دمياط آمدند ، و آنجا را در تصرف آوردند . سپاهى كه در دمياط بود ، به خواهش صاحب المعونه ، عنبسة بن اسحاق الضبى به مصر رفته بود .
روميان فرصت را غنيمت شمرده ، در اين ايام حمله آوردند . و شهر را غارت كردند ، و مسجد جامع را به آتش سوختند و كشتىهاى خود را از اسيران و امتعه بينباشتند ، و به تنيس رفتند ، در آنجا نيز چنان كردند كه در دمياط كرده بودند .
در اين سال على بن يحيى الارمينى به جنگ روميان رفت .
در سال 241 ، مراسم فديه دادن و آزاد ساختن اسيران ، ميان روميان و مسلمانان انجام گرفت . تئودورا [ 1 ] ، ملكه روم ، اسيران مسلمان را به كيش نصارى خواند ، بسيارى از آنان اين كيش را گردن نهادند . آنگاه كس فرستاد و براى آزاد ساختن بقيه فديه طلبيد . متوكل سيف خادم و جعفر بن عبد الواحد ، قاضى بغداد را با فديه بفرستاد . جعفر بن عبد الواحد ، ابن ابى الشوارب را به جاى خود نهاد . مراسم فداء ، در كنار رود لامس انجام يافت .
در سال 241 ، روميان بر عينزربه [ 2 ] حمله آوردند . و هر كس را از زط كه در آنجا بود همه را به اسارت بردند ، و زنان و فرزندانشان را برده ساختند .
چون در سال 242 ، على بن يحيى الارمينى از نبرد روم باز آمد ، روميان در ناحيهء سميساط خروج كردند و تا آمد پيش تاختند ، و نواحى ثغور و جزريه را به باد غارت دادند .
و قريب به ده هزار تن را اسير كردند ، و بازگشتند . قربياس [ 3 ] و عمر بن عبد الاقطع و قومى از متطوعه از پى آنان تاختند ، ولى به آنان دست نيافتند . متوكل على بن يحيى را فرمان داد كه بار ديگر در اين سال به روم لشكر برد ، و او چنان كرد .
در سال 244 ، متوكل از بغداد به دمشق آمد ، و قصد آن داشت كه در آنجا اقامت كند .
از اين رو ، دواوين بن ملك را به آنجا برد . دو ماه در آنجا ماند . ولى آب و هوايش را نپسنديد و بازگشت . پيش از آنكه بازگردد ، بغاى كبير را با سپاهى به روم فرستاد . بغا وارد روم شد ، و در آنجا كشتار و غارت بسيار نمود و بازگشت .
در سال 245 ، روميان بر سميساط حمله كردند و غنايم بسيار گرفتند . على بن يحيى
هامش
[ ( 1 ) ] تدوره .
[ ( 2 ) ] روبه .
[ ( 3 ) ] فرشاس . ابن اثير : قريباس .