به خوارى افتادن وزير ، محمد بن عبد الملك بن الزيات
محمد بن عبد الملك بن الزيات را واثق بركشيد ، و وزارت خود به دو داد ، و همهء امور ملك را به دو سپرد و او بر همهء ارباب دولت تسلط داشت . وزير به متوكل نمىپرداخت و حق او را رعايت نمىنمود . روزى واثق بر متوكل خشم گرفت ، و او نزد محمد بن عبد الملك آمد تا او را وادارد كه نزد واثق شفاعتش كند ، تا از او خشنود گردد . وزير ترشروئى نمود و گفت : بازگرد ، هر وقت خود را اصلاح كردى از تو خشنود خواهد شد . متوكل تنگ دل از نزد او برخاست ، و نزد قاضى احمد بن ابى دؤاد آمد . قاضى از هيچ نيكى فرونگذاشت ، خوش آمدش گفت و خود را فدايى او خواند و پرسيد به چه نيازى آمده است ؟ گفت : مىخواهم كه امير المؤمنين از من خشنود شود . گفت : به چشم و به جد درايستاد تا واثق را از او خشنود ساخت .
چون متوكل از نزد محمد بن عبد الملك بيرون آمد ، محمد براى واثق نوشت كه جعفر نزد من آمده بود كه كارى كنم كه امير المؤمنين از او خشنود شود ، اما در جامهء مخنثان موى سرش از قفا بلند شده بود . واثق گفت كسى را بفرست تا او را بياورد ، و نيز كسى را كه موى قفايش را بچيند ، و بر صورتش بزند . چون وزير او را فرا خواند ، پنداشت كه خليفه را از او خشنود ساخته است . ولى وزير حجامى را گفت تا موى قفايش بريد ، و بر صورتش زد .
اين امور سبب كينهء او نسبت به وزير شده بود . چون به خلافت رسيد ، ايتاخ را به دستگيرى او فرمان داد . ايتاخ او را بگرفت و در خانهء خود به بند كشيد و اموالش را مصادره نمود - اين واقعه در ماه صفر سال 233 بود - و تا نهانگاه اموال خود را آشكار سازد ، او را به انواع ، عذاب نمود . از جمله آنكه او را در تنورى چوبين ، كه در اطرافش ميخها زده بودند ، حبس كرد چنان كه در آن جنبيدن نمىتوانست ، تا در نيمهء ماه ربيع الاول بمرد و بعضى گويند در زير تازيانه مرد ، و در همه حال جز شهادتين و ذكر خدا هيچ نمىگفت .
عمر بن الفرج الرخجى نيز ، كه با متوكل چنان معامله نموده بود ، به سرنوشتى شوم دچار گرديد . او را در ماه رمضان بگرفت ، و اموالش را بستد . اموالى كه از او مصادره كردند ، يازده هزار هزار ( درهم ) بود .
به خوارى افتادن ايتاخ و كشته شدن او
ايتاخ غلام سلام الابرش [ 1 ] بود . غلامى خزرى [ 2 ] بود . پيشهء طباخى داشت . اما مردى دلير بود . معتصم او را از سلام در سال 199 بخريد . ايتاخ در دولت او و دولت پسرش
هامش
[ ( 1 ) ] الابرص .
[ ( 2 ) ] تاخورى .