تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
كرد ، و حمدوية بن على بن الفضل السعدى را به جاى او فرستاد . حمدويه به مرند رفت و چندى محمد بن البعيث را در محاصره گرفت . متوكل سپاهى به يارى او فرستاد و مدت محاصره دراز گرديد ، و كارى از پيش نبرد . آنگاه بغا الشرابى را با دو هزار سوار روان داشت . او نيز به محاصره‌كنندگان پيوست ، و عيسى بن الشيخ بن السليل [ 1 ] الشيبانى را فرستاد كه او و بزرگان اصحاب او را امان خواهد داد ، بدان شرط كه سر به فرمان متوكل نهند . اين امر سبب آن شد كه بسيارى از آنان امان خواسته و جمعشان پراكنده شود . محمد بن البعيث ، خود بيرون آمد و بگريخت . خانه‌هايش به غارت رفت ، و زنان و دخترانش به اسارت افتادند . در راه او را يافتند و خود و برادرانش صقر و خالد و پسرانش بعيث [ 2 ] و جعفر [ 3 ] و جليس را گرفتند ، و نزد بغا آوردند و بغا نيز آنان را به بغداد آورد . چون به بغداد نزديك شدند ، آنان را بر اشتران نشاندند ، تا مردم ببينندشان ، و همه را به زندان بردند . ابن البعيث يك ماه پس از آمدنش به بغداد ، در سال 235 بمرد . پسرانش را در شمار شاكريان ، كه تحت فرمان عبد اللّه بن يحيى بن خاقان بودند ، قرار دادند .

بيعت به ولايت‌عهدى

در سال 235 متوكل براى سه پسر خود بيعت گرفت . اينان عبارت بودند از محمد و طلحه و ابراهيم . بعضى گويند طلحه و بعضى گويند زبير . محمد را المنتصر [ 4 ] لقب داد ، و افريقيه و مغرب و قنسرين و ثغور شام و جزيره [ 5 ] و ديار مضر و ديار ربيعه و هيت و موصل و عانه و خابور و كوره‌هاى دجله و سواد و حرمين و حضر - موت و بحرين [ 6 ] و سند و مكران و قندابيل و اهواز و مستغلاتى در سامراء و ماه كوفه و ماه بصره را به او اقطاع داد . طلحه را المعتز لقب داد و اعمال خراسان و طبرستان و رى و ارمينيه و آذربايجان و اعمال فارس را به او اقطاع داد ، و در سال 240 همه خزائن اموال خود و اجازت ضرب سكه را در همهء آفاق به دو واگذاشت ، و فرمود تا نامش را بر سكه زند . پسر سوم خود ابراهيم را المؤيد لقب داد ، و حمص و دمشق و فلسطين و ديگر اعمال شام را به او اقطاع داد . متوكل در سال 235 ، اهل ذمه را به دگرگون ساختن لباس فرمان داد . بدين گونه كه طيلسان عسلى پوشند ، و زنار بر كمر بندند و ركاب مركب‌هايشان چوبين باشد . همچنين فرمان داد ، معابد اهل ذمه كه به تازگى ساخته‌اند ويران كنند . و هيچ يك از آنان را به
هامش
[ ( 1 ) ] السلسل . [ ( 2 ) ] بغيث . [ ( 3 ) ] صفر . [ ( 4 ) ] المستنصر . [ ( 5 ) ] خزريه . [ ( 6 ) ] حرمين .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 427 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى