خلافت المتوكل على الله
مرگ واثق و بيعت با المتوكل على اللّه
الواثق باللّه ، ابو جعفر هارون بن محمد المعتصم شش روز باقى مانده از ماه ذى الحجه سال 232 بمرد . او به بيمارى استسقاء دچار گرديده بود . چون بيمارىاش شدت يافت ، براى معالجه او را در تنورى داغ نشاندند . اندكى بهبود يافت . روز ديگر نيز در تنور نشست ولى بيشتر از روز نخست . او را از تنور بيرون كشيدند و در محفه نشاندند ، بر جاى بمرد و كس از آن آگاه نشده بود . گويند احمد بن ابى فؤاد به هنگام مرگش حاضر بود و او بود كه چشمانش را بست . از خلافتش پنج سال و نه ماه گذشته بود .
چون واثق بمرد . احمد بن ابى دؤاد و ايتاخ و وصيف ، و عمر بن فرج [ 1 ] و ابن الزيات گرد آمدند ، تا با محمد بن واثق كه جوانى امرد و كوتاه قامت بود ، بيعت كنند و جامهء سياه بر او پوشانند . وصيف گفت : آيا از خداى نمىترسيد كه مىخواهيد چنان خلافتى را به دست چنين كسى بسپاريد ؟ پس به بحث پرداختند ، كه چه كسى را بر سرير خلافت نشانند . متوكل را حاضر ساختند . احمد بن ابى دؤاد دراعهاى بلند به دو درپوشيد و عمامه بر سرش بست ، و ميان چشمانش را بوسه داد ، و به نام امير المؤمنين بر او سلام كرد . و او را المتوكل على اللّه لقب داد . آنگاه بر واثق نماز خواند ، و به خاكش سپرد .
متوكل ، نخست مواجب هشت ماههء سپاهيان را بداد . آنگاه ابراهيم بن محمد بن مصعب را امارت فارس داد . امارت موصل ، با غانم بن حميد الطوسى [ 2 ] بود . او را در مقام خود ابقاء نمود . و ابراهيم بن العباس بن محمد بن صول را از ديوان نفقات عزل كرد ، و امارت حرمين و يمن و طائف را به پسر خود ، المنتصر داد .
هامش
[ ( 1 ) ] فرج .
[ ( 2 ) ] محمد بن الطويس .