در نيمهء ربيع الاول سال 219 ، معتصم او را نزد مسرور كبير حبس نمود و كسانى را به نگهبانى او گماشت - شب عيد فطر آن سال از زندان بگريخت ، و ديگر خبرى از او به دست نيامد .
خبر از نبرد زطها
اينان ، مردمى از نژادهاى مختلفاند . راه بصره را در تصرف آوردند و در آن آشوب بر پاى نمودند ، و در شهرها فساد كردند ، مردى از خود را به نام محمد بن عثمان ، بر خود امير ساختند ، و ديگرى به نام سملق [ 1 ] ، از سوى او زمام كارها را به دست داشت . معتصم در ماه جمادى الاخر سال 219 عجيف بن عنبسه را به جنگ آنان فرستاد . عجيف به واسط رفت ، و با آنان جنگ در پيوست . در اين جنگ ، از زطها سيصد تن كشته و پانصد تن اسير شدند .
عجيف همهء اسيران را بكشت و سرهايشان را نزد معتصم فرستاد ، و هفت ماه در برابر آنان بايستاد . زطها در آخر ماه ذو الحجه آن سال امان خواستند . همه آنان كه شمارشان بيست و هفت هزار تن بود بيامدند ، از آنان دوازده هزار تن جنگجويان بودند . عجيف همهء آنان را ، چنان كه گوئى در تعبيه جنگى هستند ، در كشتىهايى نشاند ، و به بغداد درآورد . در روز عاشورا وارد بغداد شدند . معتصم در كشتى خود به شماسيه [ 2 ] رفت ، تا نظاره كند . آنگاه همه را به عينزربه تبعيد كرد . روميان بر آنان حمله آوردند و حتى يك تن از بيست و هفت هزار تن رهايى نيافت .
بناى شهر سامراء
معتصم ، جماعتى از جنگجويان مصر را بركشيد و آنان را مغاربه [ 3 ] ناميد . و قومى از سمرقند و اشروسنه و فرغانه برگزيد و آنان را فراغنه [ 4 ] خواند . تركان كه افزون شده بودند ، بر اسبها سوار مىشدند ، و بىمحابا در كوچهها مىتاختند و به زنان و بچهها آسيب مىرسانيدند ، و مردم را آزار مىنمودند . مردم نيز گاه آنان را در جايى تنها مىيافتند و مىكشتند .
مردم از اين وضع به جان آمده بودند . چون معتصم از ناخشنودى مردم آگاه شد ، به قاطول رفت . آنجا را رشيد ساخته بود ، ولى چون به پايانش نياورده بود ويران شده بود . معتصم در سال 220 ، قاطول را از نو بساخت و آن را سر من رأى ناميد . مردم آن نام را مختصر كرده ، سامراء خواندند در زمان معتصم ، سامراء دار الملك عباسيان شد . معتصم پسر خود واثق را به جاى خود در بغداد نهاد .
هامش
[ ( 1 ) ] سماق .
[ ( 2 ) ] شماسه .
[ ( 3 ) ] مطاربه .
[ ( 4 ) ] فرغانه .