تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨

خلافت المعتصم بالله

وفات مأمون و بيعت با معتصم

مأمون بيمار شد ، و در بدندون [ 1 ] بيمارىاش شدت گرفت . او را به طرسوس آوردند و در آنجا بمرد . معتصم بر او نماز خواند . به هنگام مرگ بيست سال از خلافتش مىگذشت . مأمون برادر [ 2 ] خود ، ابو اسحاق ، محمد ملقب به المعتصم باللّه را به جانشينى خود برگزيده بود ، و پس از وفاتش ، مردم با او بيعت كردند . اين واقعه در نيمهء ماه رجب سال 218 بود . چون خبر مرگ او آشكار شد ، سپاهيانش شيون سر دادند ، و نام عباس بن مأمون را ندا دادند . عباس نزد معتصم آمد و با او بيعت كرد . سپاهيان نيز آرام گرفتند . آنگاه عباس فرمان داد ، شهر طوانه را كه ساخته بود ويران كردند و مردم به شهرهاى خود بازگشتند و از آلات بنا هر چه توانستند با خود حمل نمود و باقى را بسوزانيد .

ذكر خلاف محمد بن القاسم العلوى ( صاحب طالقان )

محمد بن القاسم بن عمر [ 3 ] بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب ، در مدينه در مسجدى ملازم بود . شيطانى از مردم خراسان وسوسه‌اش نمود ، كه او از هر كس ديگر به امامت شايسته‌تر است . آنگاه حجاج خراسان را نزد او آورد ، و با او بيعت كردند . آنگاه او را با خود به جوزجان برد و پنهان نمود و به دعوت او پرداخت . چون يارانش افزون شدند ، به عادت شيعه ، دعوت به « الرضا من آل محمد » را آشكار ساخت . در اين جمله - چنان كه آورديم - خود ابهامى است . سرداران عبد اللّه بن طاهر در خراسان چند بار با او نبرد كردند ، تا آخر الامر او و اصحابش را منهزم نمودند . محمد بن القاسم جان خود را نجات داد ، و به نسا رفت . در آنجا كسى او را بشناخت و به عامل نسا خبر برد . عامل او را بگرفت ، و نزد معتصم فرستاد .
هامش
[ ( 1 ) ] بربرون . [ ( 2 ) ] پسرش . [ ( 3 ) ] محمد بن القاسم بن على بن عمر . . .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 398 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى