دچار برف و مه شد ، چنان كه ديگر روز فرود آمدن نتوانست و سپاهيانش در تنگناى آب و آذوقه افتادند . روز دوم يارانش طلب كردند كه در هر حال از كوه فرود آيند . در اين ايام بابك ، آهنگ افشين كرد و بر لشكر او دستبردى جانانه زد . ياران بغا كه بر سر كوه گرفتار برف و مه شده بودند ، ناچار شدند كه فرود آيند . بغا يقين داشت كه افشين در لشكرگاه خود است . بغا آهنگ بذ كرد و برفت ، تا به دامنهء كوه بذ رسيد . ميان او ، و جايى كه مشرف به خانههاى بذ بود ، بيش از نصف ميل باقى نمانده بود . بر مقدمه سپاه بغا جماعتى در حركت بودند به سردارى يكى از غلامان ابن البعيث . طلايهء سپاه بابك با اينان رو به رو شد . چون شب فرا رسيد اينان بر جان و مال خود بيمناك شدند ، و بار ديگر به دامنهء كوه بازآمدند ، ولى همهء زاد راهشان به پايان رسيده بود .
در اين حال بابك بر آنان شبيخون زد و آنان را در هم شكست و هر چه داشتند ، از اموال و سلاح به غنيمت برد . اينان به خندقى كه در دامنه كوه تعبيه كرده بودند ، بازگشتند و بغا در همان جاى درنگ كرد .
طرخان كبير كه از سرداران سپاه بابك بود از او خواست تا اجازت دهد زمستان را در قريهاى در ناحيه مراغه برود . بابك نيز اجازت فرمود ، ولى افشين يكى از سرداران خود را به مراغه فرستاد . شب هنگام بر سر او تاخت و او را كشت و سرش را براى افشين آورد .
سال 222 ، فرا رسيد . معتصم ، جعفر الخياط را با سپاهى گران به يارى افشين فرستاد .
همچنين ايتاخ را ، با سى هزار هزار درهم براى هزينههاى جنگى روان داشت . ايتاخ آن مال را به افشين رسانيد و بازگشت . افشين در اول بهار در حركت آمد و به دژ و خندق نزديك گرديد . افشين را خبر آوردند ، كه يكى از سرداران بابك به نام آذين كه در برابر او صف - آرايى كرده ، عيال و اهل بيت خود را به يكى از دژهاى فراز كوه فرستاده است . افشين گروهى را بر سر راهشان فرستاد . ياران افشين از تنگناهاى كوه خود را به آن گروه رسانيدند و حمله آوردند و زن و فرزند آذين را گرفتند و بازگشتند . چون خبر به آذين رسيد ، براى رهايى زن و فرزند خويش به مقابله رفت و پس از نبردى ، بعضى از زنان را برهانيد . ولى نگهبانانى كه افشين بر كوهها گماشته بود ، با نشان دادن علامتهاى خود ، افشين را از آنچه رفته بود آگاه كردند . اينان برفتند و سپاه آذين را واپس نشاندند ، و زنانى را كه رهانيده بودند ، بار ديگر پس گرفتند .
افشين ، اندك اندك به دژ بذ نزديك مىشد . او ياران خود را فرمان داده بود كه شبها نيز بر پشت اسبها بمانند ، تا مورد شبيخون واقع نشوند . بدين سبب سپاهيان او سخت در رنج افتادند . افشين براى آنكه گرفتار شبيخون بابك نگردد ، كوهبانان را فرمود تا جاهايى را كه مىبايد سد كنند تا دشمن از آن جاها شبيخون نزند بيابند و به او خبر دهند . آنان سه موضع را يافتند . افشين سپاهيان را با زاد و توشه و آلات و ادوات بفرستاد ، تا آن سه موضع
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 402
مساهمون: ابن خلدون
ص٤٠٢