نوشت ، و او را از اين امر آگاه نمود و فرمان داد از اصحاب و سپاهيان و سرداران خود و بنى هاشم ، براى او بيعت بگيرد . بعضى پذيرفتند و بعضى سر بر تافتند . زيرا نمىخواستند كه خلافت از خاندان عباسى بيرون رود . از جملهء اين مخالفان ابراهيم و منصور ، پسران مهدى بودند . نيز مطلب بن عبد اللّه بن مالك و سندى [ 1 ] و نصير [ 2 ] الوصيف ، و صالح صاحب المصلى به صف مخالفان پيوستند ، و در روز جمعه ، نداى خلع مأمون و بيعت با ابراهيم بن المهدى را در دادند ، و پس از او اسحاق بن موسى الهادى .
در محرم سال 202 ، با ابراهيم بن المهدى بيعت كردند ، و او را « المبارك » لقب دادند .
او نيز وعده داد كه شش ماه ارزاق و مواجب سپاه را بپردازد . ابراهيم بر كوفه و سواد مستولى شد و سپاه بيرون آورد و در مداين لشكرگاه زد . او عباس بن موسى الهادى را امارت جانب غربى بغداد داد ، و اسحاق بن موسى الهادى را ، امارت جانب شرقى . قصر ابن هبيره همچنان در دست حميد بن عبد الحميد ، عامل حسن بن سهل بود . و از سرداران ، چون سعيد بن الساجور [ 3 ] و ابو البط و غسان بن ابى الفرج [ 4 ] و محمد بن ابراهيم الافريقى ، با او بودند . اين سرداران با حميد بن عبد الحميد يك دل نبودند ، از اين رو با ابراهيم بن المهدى نهانى قرار نهادند كه حميد بن عبد الحميد را در قصر ابن هبيره به قتل آورند . حسن بن سهل از اين راز آگاه شد .
حميد را فرا خواند ، و ميدان را برايشان خالى ساخت . ابراهيم بن المهدى ، عيسى بن محمد بن ابى خالد را به قصر ابن هبيره فرستاد . او نيز برفت و آنجا را تسخير نمود ، و لشكرگاه حميد را تاراج كرد . پسرش با زنان حرم نيز به دو پيوستند .
حميد به كوفه بازگشت ، و عباس بن موسى الكاظم را بر آنجا امارت داد ، و او را فرمان داد كه براى برادرش على بن موسى دعوت كند ، كه بعد از مأمون خليفه شود . اما شيعيان افراطى سر باز زدند ، و گفتند ما را نيازى به نام مأمون نيست ، و از يارى او باز ايستادند .
ابراهيم بن المهدى ، سعيد و ابو البط ، دو تن از سرداران را به جنگ او فرستاد . عباس بن موسى الكاظم نيز پسر عم خود ، على بن محمد بن جعفر ، ملقب به الديباجه را به مقابله فرستاد . ولى على بن محمد شكست خورد و منهزم گشت ، و سعيد و ابو البط در حيره فرود آمدند و براى قتال مردم كوفه ، بدان شهر روى نهادند . شيعه و موالى بنى عباس ، با مردم كوفه جنگ درپيوستند و چون كارى از پيش نبردند ، براى عباس امان خواستند . عباس از خانهء خود بيرون آمد ، ولى اصحاب او با اصحاب سعيد نبرد از سر گرفتند ، و آنان را منهزم ساختند ، و خانههاى عيسى بن موسى را به آتش كشيدند . به سعيد كه در حيره بود خبر رسيد كه عباس پيمان را نقض كرده ، و از امانى كه به او دادهاى ، بازگشته است . سعيد سوار شد و به كوفه آمد ، و بر هر كس دست يافت بكشت . ياران و اهل بيت عباس نزد او آمدند و پوزش
هامش
[ ( 1 ) ] سدى .
[ ( 2 ) ] نصر .
[ ( 3 ) ] الساحور .
[ ( 4 ) ] غسان بن الفرح .