آواز چيست ؟ گفتند : هرثمه آمده است و اينك رعد و برق مىكند . مأمون او را فرا خواند .
چون داخل شد مأمون گفت : همه در يارى علويان و ابو السرايا كوشيدهاى ، در حالى كه اگر مىخواستى همه را هلاك كنى مىتوانستى . هرثمه خواست عذر بياورد ، ولى مأمون اجازت سخن گفتنش نداد ، و فرمود تا ضربتى بر بينىاش زدند و شكمش را لگدكوب كردند ، و از مجلس كشيدند و به زندانش افكندند . در آنجا كسى را برانگيخت ، تا به قتلش آورد .
شورش بغداد عليه حسن بن سهل
چون خبر كشتن هرثمه به عراق رسيد ، حسن بن سهل كه در مداين بود ، به بغداد آمد و به على بن هشام كه از جانب او والى بغداد بود نوشت ، كه در پرداخت ارزاق و مواجب آن دسته از سپاه كه از مردم حربيه هستند ، دست نگهدارد . زيرا اينان به هنگام رفتن هرثمه به خراسان ، او و عمالش را از بغداد طرد كرده بودند ، و اسحاق بن الهادى را خليفهء مأمون در بغداد ساخته بودند . حسن بن سهل چاره اين كار در آن ديد كه به توطئهچينى پردازد ، و به سرانشان نامه نويسد ، تا ميانشان اختلاف افكند . پس على بن هشام و محمد بن ابى خالد از يك سو آمدند ، و زهير بن مسيب از سويى ديگر ، و با حربيه سه روز جنگ درپيوست ، تا عاقبت چنان مصالحه كردند كه عطاياى آنان پرداخت شود ، و دست از مخالفت بردارند .
هنوز همهء مواجب پرداخت نشده بود كه زيد بن موسى بن جعفر [ معروف به زيد النار ] ، كه على بن ابى سعيد او را گرفته و در بصره زندانى كرده بود ، از زندان بگريخت ، و با برادر ابو السرايا در انبار ، علم آشوب برافراشت . از بغداد سپاهى بر سر او رفت . او را بگرفتند . و نزد على بن هشام آوردند . ولى زمانى نگذشت كه على بن هشام كه در پرداخت ارزاق و مواجب به عهد خود وفا نكرده بود ، از حربيه كه بار ديگر بر او شوريده بودند ، بگريخت و به صرصر رفت . از سوى ديگر محمد بن ابى خالد ، به سبب آن كه على بن هشام او را استخفاف مىكرد ، و زهير بن المسيب به سبب خلافى كه پيش آمده بود او را تازيانه زده بود ، برآشفت ، و به حربيه پيوست ، و اعلام نبرد كرد . مردم نيز بر او گرد آمدند ، چنان كه على بن هشام در صرصر هم نتوانست قرار گيرد .
بعضى گويند كه على بن هشام ، عبد اللّه بن على بن عيسى را حد زد ، و اين سبب خشم حربيه و راندن او از بغداد گرديد .
چون خبر اخراج على بن هشام بن حسن بن سهل كه در مداين بود رسيد ، در آغاز سال 201 به واسط گريخت . محمد بن ابى خالد نيز از پى او راند ، و زمام كارهاى مردم را به دست خود گرفت . منصور بن المهدى و فضل بن الربيع و خزيمة بن خازم در بغداد بودند .
عيسى بن محمد بن ابى خالد نيز از رقه ، از نزد طاهر بن الحسين ، بيامد . عيسى و پدرش ، محمد بن ابى خالد به نبرد با حسن بن فضل تصميم گرفتند ، و هر كس را از اصحاب حسن كه به