تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
در ماه رمضان در تصرف آورد ، و پيش رفت ، و در كنار نهر صرصر فرود آمد . هرثمه نيز در برابر او لشكرگاه زد . على بن ابى سعيد در ماه شوال به مدائن رفت و در آنجا اصحاب ابى السرايا را در محاصره گرفت . ابو السرايا از نهر صرصر به قصر ابن هبيره رفت ، و هرثمه در پى او بود . سپس او را محاصره كرد و جماعتى از يارانش را به قتل آورد . ابو السرايا به كوفه راند . جماعتى از طالبيين ، كه با او بودند ، به خانه‌هاى بنى عباس و شيعيان ايشان ريختند ، و غارت كردند و ويران نمودند ، و آنان را بيرون راندند و ودايعى كه در نزد مردم داشتند بستدند . داود بن عيسى بن موسى بن محمد بن على ، فرمانرواى مكه بود . چون از آمدن حسين الافطس آگاه گرديد ، شيعيان بنى عباس را گرد آورد . مسرور كبير هم در آن سال با دويست سوار از اصحاب خود به حج رفته بود . او نيز آماده جنگ شد . داود را نيز به جنگ با افطس دعوت كرد . داود گفت ، كه در ماه حرام جنگ نمىكند ، و به عزم عراق بيرون آمد . مسرور نيز از پى او برفت . حسين الافطس در سرف بود و از دخول به مكه بيمناك ، تا او را گفتند كه مكه از بنى عباس تهى گشته . پس با ده تن وارد مكه شد و طواف كرد ، و سعى به جاى آورد و شب در عرفات ماند و حج خود تمام نمود . هرثمه كه در نواحى كوفه بود و كوفه را در محاصره داشت ، منصور بن المهدى را فرا خواند و با رؤساى كوفه مكاتبه نمود . على بن ابى سعيد از مداين به واسط رفت . آنجا را در تصرف آورد و روانهء بصره گرديد . در سال 200 ، محاصره كوفه شدت يافت . ابو السرايا با هشتصد سوار از كوفه بگريخت . محمد بن محمد بن زيد كه او را به پيشوائى به جاى طباطبا برگزيده بود ، نيز با او بود . هرثمه ، در نيمهء محرم وارد كوفه شد و يك روز در آنجا بماند ، و غسان رئيس نگهبانان والى خراسان را در آنجا به جاى خود گماشت ، و آهنگ ابو السرايا كرد ، و به سوى قادسيه تاخت آورد . ابو السرايا از آنجا به جانب شوش روى نهاد . در راه مالى را كه از اهواز حمل مىگرديد بديد ، آن را بگرفت ، و ميان اصحابش تقسيم نمود . عامل اهواز حسن بن على المأمونى بود ، به مقابلهء او بيرون آمد . ابو السرايا در اين نبرد شكست خورد ، و يارانش از گردش پراكنده شدند ، و او به خانهء خود در راس عين آمد . محمد و غلامش ابو الشوك نيز با او بودند . حماد الكندغوش آنان را بگرفت ، و نزد حسن بن سهل در نهروان آورد . حسن سهل ابو السرايا را بكشت ، و سرش را براى مأمون فرستاد و تن او را نيز بر جسر بغداد بياويخت ، محمد بن محمد را نيز نزد مأمون گسيل داشت . على بن ابى سعيد به بصره رفت و آنجا را از دست زيد بن موسى بن جعفر به درآورد . ابن زيد را ، از بس كه خانه‌هاى عباسيان و شيعيانشان را آتش زده بود ، « زيد النار » مىگفتند . زيد از او امان خواست . امانش داد و دستگيرش نمود . آنگاه سپاهيانى به مكه و مدينه و يمن فرستادند ، تا با علويانى كه در آنجا بودند نبرد كنند . ابراهيم بن موسى بن جعفر در مكه بود چون خبر دستگيرى و كشته شدن ابو السرايا را شنيد ، به يمن رفت . اسحاق بن موسى بن عيسى