منهزم ساخت ، و كشتار بسيار كرد ، و به ديار خود بازگشت .
ظهور ابن طباطباى علوى
چون مأمون حسن بن سهل را به عراق فرستاد ، و او را بر سرزمينهايى كه طاهر گشوده بود امارت داد ، مردم گفتند كه فضل بن سهل بر مأمون چيره شده و او را در اختيار خود گرفته و از سرداران و اهل بيتش دور داشته است . بنى هاشم و بزرگان ديگر بر حسن بن سهل ، زبان به بدگوئى گشودند و فتنه برخاست .
ابو السرايا سرى بن منصور كه مىگفت از بنى شيبان ، و از فرزندان هانى بن قبيصة بن هانى بن مسعود است ، مردى از بنى تيم را در جزيره كشت و اموالش را برد و از فرات به جانب شام گريخت ، و در آنجا به راهزنى پرداخت سپس با سى سوار در ارمينيه به يزيد بن مزيد پيوست ، و همراه او با خرميان جنگيد ، و جمعى را از ايشان اسير كرد ، كه غلام او ابو الشوك يكى از آن اسيران بود .
چون يزيد بن مزيد بمرد ، ابو السرايا از ياران فرزند او ، اسد بود . ولى از اسد دورى گزيد و نزد احمد بن مزيد رفت . آنگاه كه امين ، احمد بن مزيد را به جنگ هرثمه فرستاد او ابو السرايا را به عنوان طلايه روان كرد ، ولى هرثمه او را به سوى خود جلب نمود . ابو السرايا نيز به او پيوست . آنگاه به ميان بنى شيبان در جزيره رفت و از هرثمه برايشان مواجب و ارزاق گرفت ، و قريب دو هزار سوار و پياده گرد خود جمع كرد . چون امين كشته شد ، هرثمه در اداى مواجب و ارزاقشان تعلل ورزيد ابو السرايا خشمگين شد ، و از او اجازت خواست كه به حج رود . هرثمه او را اجازت داد ، و بيست هزار درهم عطا داد . او نيز آن مال ميان اصحاب خود پخش كرد و از آنان خواست كه با او همراه شوند ، دويست تن با او به راه افتادند . چون به عين التمر رسيدند ، عامل آن ديار را گرفتند ، و اموالش را ميان خود تقسيم نمودند . همچنين اموال عامل ديگر را نيز كه بر سه استر حمل مىكرد ، گرفتند و تقسيم كردند .
هرثمه از پى آنان سپاهى فرستاد ، ولى اينان سپاه هرثمه را شكست دادند و به باديه روى نهادند . يارانش ، كه بازپس مانده بودند ، به او پيوستند ، و چون همه گرد آمدند ، به دقوقا رفت . حكومت دقوقا با ابو ضرغامه بود . او با هفتصد سوار به مقابله بيرون آمد ، ولى شكست خورده به قصر تحصن جست . ابو السرايا او را در محاصره گرفت ، تا امان خواست .
ابو السرايا اموالش را بستد و به جانب انبار رفت . امارت انبار ، به دست ابراهيم الشورى ، از موالى منصور بود . ابو السرايا او را كشت ، و هر چه در آنجا بود به تصرف آورد . بار ديگر به هنگام جمعآورى غلات به آنجا رفت ، و هر چه بود به تاراج برد . پس قصد رقه كرد . در راه به طوق بن مالك التغلبى رسيد . طوق از او در نبرد با قيس يارى طلبيد . ابو السرايا چهار ماه نزد او ماند و به عصبيت ربيعه ، با قيس مىجنگيد ، تا آنگاه كه قيس منقاد طوق گرديد .