تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
قريب به پنج هزار تن از لشكر طاهر به دو پيوستند . امين مالى گزاف هزينه كرد و جماعتى از حربيه را به ميان سپاه طاهر فرستاد و سرداران را بفريفت ، چنان كه در لشكر طاهر شورش افتاد ، و جمعى كثير از او جدا شدند و به امين پيوستند و رفتند تا به صرصر رسيدند . طاهر سپاه خود را تعبيه داد و آنان را به دسته‌هايى ( كراديس ) تقسيم كرد ، و نيك به جنگ تحريض نمود ، و وعده‌هاى شگرف داد . سپس خود پيش تاخت و روز تا ديرگاه به نبرد پرداخت ، تا سپاه امين منهزم شد . سپاه طاهر لشكرگاهشان را به غنيمت گرفت . چون اينان به امين پيوستند ، امين آنان را عطا داد ولى ، به منهزمين هيچ نداد . طاهر در ميان ايشان به دسيسه پرداخت ، تا بر امين شورش كردند . امين فرمان قتال با آنان را داد ، و طاهر وعدهء اموال و عطا . پس طاهر برفت و بر باب الانبار فرود آمد . بسيارى از سپاهيان امين كه از او امان گرفته بودند به سپاهش پيوستند . عامهء مردم نيز بشوريدند ، و زندان را شكستند و اوباش با نيكان درآويختند ، و فتنه دامنه گرفت . در يك سو ، زهير بن مسيب الضبى موضع گرفت ، و شهر را زير سنگهاى منجنيق و عراده‌ها گرفت ، و خندق كند ، و از ديگر سو هرثمه . عبد اللّه بن الوضاح در شماسيه فرود آمد ، و طاهر در باب الانبار . امين در خانهء خود به تنگنا افتاد ، و هر چه اموال در دست او بود به پايان آمد ، تا آنجا كه فرمان داد هر چه در خزاين هست بفروشند ، و ظرف‌هاى زر و سيم را سكه زد ، تا ميان سپاهيان خود تقسيم كند . همچنين محله حربيه [ 1 ] را به آتش كشيد و خلق بسيارى هلاك شدند . سعيد بن مالك بن قادم ، از طاهر امان طلبيد . طاهر او را امارت بازارها و ساحل دجله داد ، و او را به حفر خندق‌ها و برآوردن باروها فرمان داد ، و به مال و مرد يارىاش نمود . امين بعضى از سران خود را بر قصر صالح ، و قصر سليمان بن المنصور تا دجله بگماشت ، و در آتش زدن خانه‌ها و محله‌ها و كوبيدن دشمن با منجنيق‌ها پاى مىفشرد . طاهر نيز چنين مىكرد . در بغداد خرابىهاى بسيار پديد آمد . طاهر بر گرد آن نواحى كه تصرف مىكرد ، خندق مىكند ، و هر كس را كه با او راه مخالفت مىپيمود ، فرو مىكوبيد . چنان كه املاك هر كس از بنى هاشم را كه به يارى او برنخاست بگرفت - سرداران و سپاهيان از نبرد عاجز آمدند . ولگردان و عياران ، اموال مردم را غارت مىكردند . در اين احوال ، سردارى كه موكل بر قصر صالح بود ، امان خواست . طاهر امانش داد و هر چه از آن ناحيه در دستش بود ، به خودش واگذاشت . اين واقعه در ماه جمادى الاخر سال 197 بود . محمد بن عيسى ، رئيس شرطهء امين نيز امان خواست ، و اين كار در امين وهنى پديد آورد . عياران و ولگردان و سپاهيان اجتماع كردند ، و در قصر صالح با طاهر به نبرد پرداختند ، و جمعى از ياران او را
هامش
[ ( 1 ) ] حديثه .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 371 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى