رفتن عبد الرحمان بن جبله به جنگ طاهر و كشته شدن او
چون على بن عيسى كشته شد ، امين ، عبد الرحمان بن جبلة الابناوى [ 1 ] را با بيست هزار سپاهى به همدان فرستاد و او را امارت آن ديار داد ، و گفت ، هر چه از بلاد خراسان بگشايد در قلمرو او باشد ، نيز او را مالى فراوان داد . عبد الرحمان به همدان آمد و آنجا را نيك استوار كرد ، كه لشكر طاهر فرا رسيد . عبد الرحمان به مقابله طاهر از شهر بيرون آمد ، ولى طاهر او را به درون شهر فرارى داد . عبد الرحمان بار ديگر از شهر بيرون آمد ، باز هم گريزان به شهر بازگرديد . طاهر شهر را در محاصره گرفت آنقدر كه مردم ملول شدند ، و از طاهر امان خواستند و عبد الرحمان شهر را ترك گفت . آن روزها كه طاهر همدان را در محاصره مىداشت ، از فرمانرواى قزوين بيمناك بود كه مباد از پشت سر بر او بتازد . اين بود كه سپاه را در همدان گذاشت و با هزار مرد جنگجو به قزوين روان گرديد . عامل قزوين بگريخت و طاهر آنجا را در تصرف آورد .
سپس همدان و ديگر اعمال جبال را بگرفت ، و عبد الرحمان بن جبله همچنان در امان او بود ، تا اينكه يك روز كه طاهر را غافل يافت ، بر اسب نشست و با جماعتى بر او حملهور شد .
طاهر با او درآويخت و پس از نبردى سخت ، اصحاب عبد الرحمان منهزم گشتند و او خود كشته شد . بقاياى سپاهش به عبد اللّه و احمد ، پسران حرشى پيوستند . اينان با سپاهى گران ، به يارى عبد الرحمان مىآمدند . پس همگى به بغداد گريختند . طاهر يك يك شهرها را مىگرفت ، تا به حلوان رسيد . آنجا خندق كند و لشكرگاه زد و همه يارانش را در آنجا گرد آورد .
برافراشتن مقام فضل بن سهل
چون خبر كشته شدن على بن عيسى بن ماهان و عبد الرحمان بن جبله به همه جا رسيد ، مأمون فرمان داد كه بر منابر به نام او خطبه بخوانند و او را امير المؤمنين خطاب كنند .
آنگاه فضل بن سهل را نيك بنواخت و از جبال همدان تا تبت [ 2 ] - در طول - و از درياى فارس تا درياى ديلم و جرجان را - در عرض - قلمرو فرمان او ساخت ، و سه هزار هزار درهم براى او اجرت ( بودجه ) قرار داد . و براى او علمى بست كه داراى دو شعبه بود ، و او را ذو الرياستين - در جنگ و دانش - لقب داد . لواء را على بن هشام و علم را نعيم بن حازم حمل كرد . برادرش حسن بن سهل را نيز ديوان خراج داد .
ظهور سفيانى
اين سفيانى ، على بن عبد اللّه بن خالد بن يزيد بن معاويه بود ، و ابو العميطر لقب داشت .
هامش
[ ( 1 ) ] انبارى .
[ ( 2 ) ] بيت .