انتقام پدر را از سعيد بستاند . اين سپاه به ارمينيه داخل شد و سعيد بگريخت ، خزرها نيز به ديار خود بازگشتند .
در سال 187 ، قاسم بن الرشيد به روم لشكر كشيد . رشيد او را امارت ناحيهء عواصم داده بود . قاسم به قره فرود آمد ، و آنجا را در محاصره گرفت . او ، عباس بن جعفر بن محمد بن الاشعث را فرستاد تا دژ سنان را محاصره كند . روميان در اثر اين محاصرهها در رنج فراوان افتادند ، و سيصد و بيست اسير مسلمان را آزاد نمودند ، بدان شرط كه مسلمانان از ديار آنان بروند .
اينان نيز اجابت كردند و از روم بازگشتند . پادشاه روم در اين روزگار پسر ايرنه [ 1 ] بود ، كه پيش از اين از او ياد كرديم . پس روميان او را خلع كردند ، و نيكفوروس [ 2 ] را پادشاهى دادند .
نيكفوروس پيش از اين ، عهدهدار امر خراج بود . ايرنه پس از پنج ماه بمرد .
چون نيكفوروس به پادشاهى رسيد ، به رشيد نامهاى نوشت كه رشيد را خشمگين كرد و برانگيختش تا او خود به جنگ روميان رود . به هرقله فرود آمد ، و كشتار بسيار كرد .
چنان كه نيكفوروس خواستار صلح شد . آنگاه پيمان صلح بشكست ، زيرا سرما سخت گزنده شده بود نيكفوروس مىپنداشت كه اين سرما آنان را از بازگشتن به روم باز مىدارد ، ولى سرما مانع نشد رشيد بار ديگر بازگشت ، و كشتار بسيار كرد ، و از سرزمين روم بيرون آمد .
در سال 188 ، ابراهيم بن جبرائيل به جنگ روميان رفت ، و از جانب صفصاف به روم داخل شد . نيكفوروس پادشاه روم به مقابله بيرون آمد ، و شكست خورده منهزم شد . از سپاهيان او قريب چهل هزار كشته شدند . در اين سال قاسم بن الرشيد ، در دابق [ 3 ] لشكرگاه ساخت . در سال 189 ، رشيد كه در رى بود براى شروين پدر قارن و ونداهرمز ، جد مازيار ، و نيز مرزبان پسر جستان [ 4 ] فرمانرواى ديلم نامههايى نوشت و آن را با حسين خادم نزدشان فرستاد . فرمانرواى ديلم و ونداهرمز بيامدند ، رشيد آنان را اكرام كرد و نيكى نمود . ونداهرمز ضمانت داد كه شروين خراج خود را ادا كند ، و براى او بيان كردند كه چگونه هادى بر سرشان لشكر فرستاد و آنان را در محاصره گرفت .
در سال 186 ، كه روميان اسيران مسلمان را با فديه آزاد كردند ، ديگر اسير مسلمانى در سرزمين روم نماند . در سال 190 ، به سبب پيمانشكنى نيكفوروس رشيد به روم لشكر كشيد . شمار سپاهيان او از مزدوران صد و سى و پنج هزار تن بود ، جز متطوعين و اتباع و آنانى كه نامشان در ديوانها نبود . مأمون را در رقه نهاد و زمام امور او را به دو سپرد و به همهء آفاق نوشت . آنگاه به هرقله فرود آمد و سى روز آنجا را محاصره كرد . شهر را بگشود و مردمش را اسير نمود ، و غنايم بسيار آورد . داود بن عيسى بن موسى را با هفتاد هزار جنگجو به سرزمين روم فرستاد . او را نيز خداوند فتوحاتى عنايت كرد ، و هر چه توانست خراب كرد و تاراج
هامش
[ ( 1 ) ] زينى .
[ ( 2 ) ] نيقفور .
[ ( 3 ) ] ابق .
[ ( 4 ) ] خستان .