تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
گفت و دشنامش داد و تهديدش كرد . چنان كه با هشام [ بن فرخسرو ] نيز چنين كرده بود . حسين بن مصعب شكايت نزد رشيد برد ، و از او دادخواهى كرد اما هشام ادعا كرد كه فالج شده و در خانه خود بماند ، تا على معزول شد . و ديگر آنكه ، چون پسرش عيسى در نبرد با رافع بن الليث كشته شد ، يكى از كنيزانش گفت كه او در بستان خود در بلخ ، سى هزار دينار در زمين خاك كرده است . اين سخن از زبان كنيزان شيوع يافت . پس مردم بدان بستان ريختند و آن مال تاراج كردند ، و حال آنكه همواره از نداشتن مىناليد ، حتى مىگفت زيور زنانش را نيز فروخته است . چون رشيد از اين مال خبر يافت ، هرثمة بن اعين را بخواند و گفت تو را امارت خراسان دادم ، و فرمان به خط خود بنوشت و گفت اين راز به كس مگوى ، و چنان به خراسان رو كه گويى به يارى على بن عيسى مىروى . رشيد ، رجاء خادم را نيز با او بفرستاد . هرثمه به نيشابور آمد و يارانش را در آنجا بگماشت ، و خود به مرو رفت . چون على بن عيسى را ديد ، خود و همه اهل و اتباعش را بگرفت و اموال آنان را مصادره كرد . سى هزار هزار ( درهم ) بود . و خزاين و متاع او بار هزار و پانصد اشتر بود . على بن عيسى را نيز بر اشترى بىروپوش و سايبان بنشاند و بفرستاد . هرثمه به ما وراء النهر رفت ، و رافع بن الليث را در سمرقند به محاصره گرفت ، تا امان خواست . پس امانش داد . هرثمه چندى در سمرقند بماند و در سال 193 به مرو رفت .

حج هارون الرشيد

در سال 186 ، رشيد حج به جاى آورد . از انبار به مكه روان شد . سه فرزندش محمد امين و عبد اللّه مأمون و قاسم ، همراه او بودند . او امين را ولىعهد خود ساخته ، و امارت عراق و شام را تا پايان سرزمين مغرب ، به دو داده بود . و مأمون را ولايت‌عهدى بعد از امين داده بود ، و همدان را تا پايان سرزمين مشرق ، به قلمرو او درآورده بود . و پسر ديگرش قاسم را بعد از مأمون ولايت‌عهدى داده بود و خلع و اثبات او را به عهدهء مأمون گذاشته بود ، و او را مؤتمن لقب داده بود . رشيد ، قاسم را به عبد الملك بن صالح سپرده بود ، و سرزمين جزيره و ثغور و عواصم ، قلمرو او بود . چون به مدينه وارد شد ، سه بار عطا داد . يكى از جانب خود ، و يكى از جانب امين و يكى از جانب مأمون . جمع عطاياى او به هزار هزار و پانصد هزار دينار رسيد . سپس به مكه درآمد . در آنجا نيز چنين عطايى بداد . آنگاه فقها و قضاة و سرداران را بخواند و در حضور آنان محضرى نوشت كه در آن ، امين به وفادارى نسبت به برادر خود مأمون اذعان كرده بود ، و محضرى نوشت كه در آن مأمون نسبت به برادر خود امين ، اذعان وفادارى كرده بود . آنگاه آن عهدنامه‌ها را بر كعبه بياويخت . در آنجا نيز هر دو عهد خويش را تجديد كردند . چون در سال 189 ، رشيد به قرماسين وارد شد . در آنجا درنگ كرد و در حضور همهء