تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
ميان بصره و كوفه و واسط و موصل قرار گرفته‌اى ، هم به دريا نزديك هستى و هم به خشكى و كوه . منصور ساختن شهر را آغاز كرد به شام و جبل و كوفه و واسط و بصره نوشت تا بنايان و كارگران بيامدند ، و از كسانى كه صاحب فضل و عدالت و عفت و امانت بودند و از هندسه آگاهى داشتند ، جماعتى را برگزيد تا بدان مهم دست يازند . از جمله كسانى كه احضار نمود يكى حجاج بن ارطاة ، و يكى ابو حنيفه بود . فرمان داد تا نقشه شهر را با خاكستر بكشند ، و بر آن خاكستر تخم پنبه ريختند و آتش در آن زدند و چون آتش گرفت ، او در آن نگريست و بر نقشه آگاهى يافت ، و فرمان داد تا بر آن نقشه پىها را كندند . چهار تن از سرداران خود را فرمان داد كه هر يك بر ناحيه‌اى نظارت كنند ، و ابو حنيفه را به شمردن آجرها و خشت‌ها مامور كرد . منصور مىخواست او را منصب قضا و مظالم دهد ، ولى او نپذيرفت . منصور سوگند خورد كه دست از او برنمىدارد ، تا كارى بر عهده گيرد . او نيز شمردن آجرها و خشت‌ها مامور كرد . منصور مىخواست او را منصب قضا و مظالم دهد ، ولى او نپذيرفت . منصور سوگند خورد كه دست از او برنمىدارد ، تا كارى بر عهده گيرد . او نيز شمردن آجرها و خشت‌ها را بر عهده گرفت . منصور فرمان داد كه عرض پايهء بارو در پايين پنجاه ذراع باشد ، و در بالا بيست ذراع ، و درون پايه‌ها نى و چوب گذاشت ، و با دست خود نخستين خشت را بنهاد و گفت : « بسم اللّه و الحمد اللّه و الارض للّه يورثها من يشاء من عباده و العاقبة للمتقين » . آنگاه گفت : بسازيد ، خداوند مبارك گرداند . چون به مقدار يك قامت بالا آمد ، خبر از ظهور محمد المهدى دادند . او كار ساختمان را رها كرد و به كوفه آمد تا آنگاه كه از نبرد محمد و برادرش فراغت يافت . پس از مدينهء ابن هبيره ، به بغداد نقل كرد و بناى خانه‌ها همچنان ادامه داشت . با خالد بن برمك مشورت كرد كه ايوان مداين را ويران سازد و مصالح آن را در ساختن شهر به كار برد . او گفت من صلاح نمىدانم ، زيرا اين بنا از نشانه‌هاى قدرت اسلام و فتوحات عرب است و در آنجا نمازگاه على بن ابى طالب است . منصور او را به دوست داشتن ايرانيان متهم ساخت و فرمان ويران ساختن كاخ سفيد را داد . ديدند پولى كه صرف ويران ساختن آن مىشود از پولى كه براى خريدن مصالح جديد صرف مىشود ، بيشتر است . اين بود كه فرمان داد از خراب كردن آن كاخ دست بدارند . خالد گفت كاش به كار خود ادامه مىدادى تا از اين پس نگويند او از ويران كردن بنايى كه ديگران برآورده بودند عاجز آمد . منصور از او روى گردانيد و بنا را به حال خود گذاشت . منصور فرمان داد تا دروازه‌هاى شهر واسط را كندند و بر باروى بغداد نصب كردند . نيز درى از شام و درى از كوفه آوردند . بناى بغداد مدور بود . قصر خود را در وسط قرار داد ، تا فاصلهء همهء مردم با او يكسان باشد . مسجد جامع در كنار قصر بود شهر را دو بارو بود . باروى درونى بلندتر از باروى بيرونى بود . قبلهء مسجد را حجاج بن ارطاة نهاد وزن هر خشتى كه در آن به كار مىبردند صد و هفده رطل بود ، و طول آن يك ذراع در يك ذراع . در خانه‌هاى جماعتى از دبيران و سرداران او ، به درون صحن مسجد باز مىشد . بازارها درون شهر