تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥

محاصرهء يزيد بن هبيره در واسط و كشته شدن او

پيش از اين ، از يزيد بن هبيره و هزيمت او از حسن بن قحطبه و تحصن او در واسط سخن گفتيم . حوثره [ 1 ] و بعضى ديگر از اصحابش پس از اين هزيمت ، اشارت كردند كه به كوفه رود ، او نپذيرفت . يحيى بن حصين نيز او را گفت كه به مروان پيوندد كه عاقبت به محاصره افتد و پايان محاصره نامعلوم است . چون بر جان خود از مروان بيمناك بود ، از اين رأى نيز سر بر تافت و همچنان در واسط بماند . ابو سلمه [ 2 ] حسن بن قحطبه را با لشكرى بر سر او فرستاد . ابن هبيره پسرش داود را كه فرمانده ميمنهء سپاه او بود به مقابلهء حسن فرستاد ولى سپاهيان شام شكست خوردند و به ناچار به طرف دجله پس نشستند و بسيارى از آنان در دجله غرق گرديدند . سپاه يزيد بن هبيره از جنگ دست كشيد و او به شهر درآمد و پس از هفت روز كه تن و توشى يافت ، بار ديگر به جنگ بيرون آمد . اين بار نيز منهزم گرديد و عقب نشست چند روز همچنان دست از جنگ بداشتند و به تير انداختن بسنده مىكردند . تا آنگاه كه ابن هبيره را گفتند كه ابو امية التغلبى ، شعار سياه عباسيان آشكار كرده . ابن هبيره او را بگرفت و به زندان افكند . جماعتى از ربيعه و نيز معن بن زائده ، از اين كار او به خشم آمدند و سه تن از افراد قبيلهء فزاره را در عوض ابو اميه به گروگان گرفتند . معن بن زائده و عبد اللّه بن عبد الرحمان با يارانشان خود را به سويى كشيدند تا آنگاه كه ابن هبيره ابو اميه را آزاد كرد آنان نيز به اتحاد خود بازگشتند . ابو نصر مالك بن الهيثم از سجستان نزد حسن بن قحطبه آمد . حسن غيلان بن عبد اللّه الخزاعى را با هياتى نزد سفاح فرستاد تا آمدن ابو نصر را خبر دهد . اين غيلان را از حسن اندوهى در دل بود . اين بود كه سفاح را ترغيب كرد كه مردى از اهل بيت خود را بر لشكر امير سازد . او نيز برادر خود ابو جعفر منصور را بفرستاد و به حسن نوشت كه لشكر ، لشكر تو است و همهء سرداران ، سرداران تو هستند ولى دوست داشتم برادرم نيز در آنجا حاضر باشد ، پس ، از او فرمان ببر و در كارها يارىاش كن . چون ابو جعفر منصور بيامد . حسن او را در خيمهء خود جاى داد و عثمان بن نهيك را رئيس نگهبانان او ساخت . آنگاه مالك بن الهيثم به نبرد مردم شام و يزيد بن هبيره گسيل شد . ياران ابن هبيره نيز رزم را بسيج كردند . معن بن زائده و ابو يحيى ، كمين گرفتند سپاه شام از مقابل مالك بن الهيثم عقب نشستند تا به خندق‌هاى خود درآمدند . در اين هنگام معن بن زائده و ابو يحيى از كمينگاه برآمدند و تا شب تاريك شد دشمن را فرو كوفتند آنگاه به لشكرگاه خود بازگشتند . چند روز ديگر درنگ كردند . مردم واسط نيز با معن و محمد بن
هامش
[ ( 1 ) ] جويره . [ ( 2 ) ] ابو مسلمه .