تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
رسانى . عبد الملك سفيان بن الابرد الكلبى را با چهار هزار جنگجو و حبيب بن عبد الرحمان را با دو هزار تن روانه نمود اين واقعه در سال 76 بود . حجاج به عتاب بن ورقاء الرياحى نوشت و او را از نزد مهلب فرا خواند - چنان كه پيش از اين گفته بوديم ميانشان عتابى رفته بود - و او را بر اين سپاه امير ساخت . زهرة بن حوبه او را سپاس گفت و گفت آنان را با سنگ‌هاى خودشان سنگباران كردى . به خدا سوگند او باز - نمىگردد مگر اينكه پيروز شده يا كشته شده باشد . حجاج نيز به سپاه شام پيام فرستاد و آنان را از شبيخون دشمن بر حذر داشت و سفارش كرد كه جانب احتياط فرو مگذارند و از سوى عين التمر بيايند و آنان چنين كردند . عتاب در حمام اعين [ 1 ] لشكرگاه زد . شبيب از دجله بگذشت . مطرف نزد او كس فرستاد كه جماعتى از وجوه ياران خود را بفرستد تا بنگرد به چه چيز دعوت مىكند . شبيب قعنب [ 2 ] بن سويد را با جماعتى بفرستاد . اينان چهار روز در نزد او ماندند و در هيچ باب ميانشان موافقتى حاصل نشد . عتاب به صراة فرود آمد و مطرف از بيم آن كه مبادا خبر آنچه ميان او و شبيب رفته به گوش حجاج برسد ، به كوفه زد و ميدان را براىشان خالى گذاشت . مصاد [ 3 ] به مداين آمد و پل را بست و عتاب هم در سوق الحكمه فرود آمد . شمار سپاهيان او پنجاه هزار تن بود . شبيب با اصحابش كه هزار مرد بودند روان شد . در ساباط نماز ظهر به جاى آوردند و به هنگام مغرب به سپاه عتاب نزديك شدند . چهار صد تن از يارانش واپس مانده بودند . از اين رو چون نماز مغرب به جاى آورد ، ششصد تن ياران خود را تعبيه داد : سويد بن سليم را با دويست تن در جانب چپ و محلل بن وائل را با دويست تن در جانب راست و خود نيز با دويست تن در قلب ايستاد . سپاه عتاب نيز چنين آرايشى داشت : محمد بن عبد الرحمان بن سعيد بر جانب راست و نعيم بن عليم بر جانب چپ . و بر پيادگان حنظلة بن الحارث اليربوعى كه پسر عم عتاب بود . و آنان در سه صف بودند ، شمشير زنان و نيزه‌گذاران و تيراندازان . عتاب سپاه خود را نيك تحريض كرد ، و در قلب قرار گرفت . عبد الرحمان بن محمد بن الاشعث و زهرة بن حويه [ 4 ] و ابو بكر بن محمد بن ابى جهم العدوى نيز با او بودند . چون ماه برآمد - ميان نماز مغرب و عشاء - شبيب حمله آغاز كرد . نخست بر ميسره تاخت كه در آنجا افراد قبيلهء ربيعه ايستاده بودند . اينان در هم ريختند و قبيصة بن والق و عبيد بن الحليس [ 5 ] و نعيم بن عليم پايدارى كردند تا كشته شدند . پس شبيب بر عتاب بن ورقاء حمله كرد و سويد بن سليم بر عبد الرحمان بن محمد بن الاشعث و با مردانى از تميم و همدان كه در آنجا بودند ، درآويخت . جنگ سخت شد و شبيب تا قلب سپاه پيش تاخت . سپاهيان بگريختند و عتاب را تنها گذاشتند . محمد بن عبد الرحمان بن الاشعث نيز با جماعت كثيرى بگريخت . عتاب بن ورقاء
هامش
[ ( 1 ) ] جماع اعين . [ ( 2 ) ] بعيث . [ ( 3 ) ] مضاد . [ ( 4 ) ] مرثد . [ ( 5 ) ] جليس .