نيست و مىترسيم جان ما و كسانى را كه دعوت مىكنيم ، به خطر اندازد . ابو داود ايشان را گفت : خداوند پيامبر خود را بر همهء خلق خود مبعوث گردانيده است و بر او ، كتابش را كه حاوى همهء شرايع او است ، نازل نموده و او را از هر چه بوده و هر چه خواهد بود ، آگاه ساخته است . و علم و رحمت خود را براى امتش باقى گذاشته و آن در نزد عترت و اهل بيت او است .
ايشان معدن علم و وارثان آن علمى هستند كه خداوند به پيامبر خود آموخته است . آيا در اين شكى داريد ؟ گفتند : نه . گفت : هر آينه در اين امر ترديد كردهايد و گر نه ، او كسى را به سوى شما نمىفرستد مگر آن كه به شايستگى او در چيزى كه بدان قيام خواهد كرد ، آگاه باشد .
چون ابو داود اين سخنان بگفت ، از پى ابو مسلم فرستادند و او را به دستور ابو داود از قومس باز گردانيدند . و كارهاى خود به دو سپردند و سر به فرمانش نهادند . از آن پس ، همواره در دل ابو مسلم چيزى از سليمان بن كثير بود .
ابو مسلم ، داعيان را به اطراف فرستاد و مردم دسته دسته دعوت را گردن مىنهادند . آنگاه ابراهيم امام او را در سال 129 فرا خواند تا اموالى را كه از خراسان گرد آورده به دو رساند و او را به اظهار دعوت فرمان دهد و نيز قحطبة بن شبيب را با خود بياورد . ابو مسلم ، با جماعتى از نقبا و شيعه روان گرديد . در قومس نامهء امام به دستش رسيد كه او را به بازگشت و آشكار ساختن دعوت در خراسان فرمان مىداد . ابو مسلم قحطبه و اموال را بفرستاد و خود به جرجان رفت . آنگاه ابو مسلم از پى خالد بن برمك و ابو عون كس فرستاد . آنان نيز هر چه از اموال از شيعيان گرفته بودند ، بياوردند و او همه را نزد ابراهيم امام فرستاد .
كشته شدن كرمانى ( جديع بن على الازدى )
پيش از اين گفتيم كه كرمانى ، حارث بن سريج را كشت و مرو ملك بىرقيب او شد . زيرا نصر هم از آن چشم پوشيده بود . نصر مسلم [ 1 ] بن احوز [ 2 ] را با سواران خود به مرو فرستاد . ولى سلم يحيى بن نعيم الشيبانى را با هزار مرد از ربيعه و محمد بن المثنى را با هفتصد تن از سواران ازد و ابو الحسن بن شيخ را با هزار تن از فتيان و حزمى [ 3 ] السغدى [ 4 ] را با هزار تن از يمنيان ، در مقابل خود يافت . ميان سلم بن احوز و محمد بن المثنى سخنانى رفت و سلم كرمانى را دشنام داد و كار به نبرد كشيد . سلم شكست خورده روى به گريز نهاد و از يارانش نزديك به صد تن كشته شدند . آنگاه نصر ، عصمة بن عبد اللّه الاسدى را فرستاد . او نيز با محمد السغدى رو به رو شد و منهزم گرديد و قريب چهار صد تن از يارانش كشته شدند و نزد نصر بازگشت .
نصر ، مالك بن عمرو التميمى را فرستاد او نيز شكست خورد و هفتصد تن از ياران خود را از دست بداد . از اصحاب كرمانى هم سيصد تن كشته شدند .
هامش
[ ( 1 ) ] سالم .
[ ( 2 ) ] اخور .
[ ( 3 ) ] حربى .
[ ( 4 ) ] ابن اثير : السعدى .