تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
آنگاه از ابو مسلم يارى خواست . ابو مسلم بيامد تا به شهر ماخوان [ 1 ] درآمد . هنوز چهل و دو روز از فرود آمدنش در سفيدنج مىگذشت ، ابو مسلم ، گرد لشكرگاه خود خندق كند و براى آن دو در قرار داد . و ابو نصر مالك بن الهيثم را رئيس شرطه نمود و ابو اسحاق خالد بن عثمان را فرمانده نگهبانان و ديوان جند را به ابو صالح كامل بن مظفر سپرد و ديوان رسايل را به اسلم بن صبيح و ديوان قضا را به قاسم بن مجاشع ، كه از نقيبان بود . قاسم در نماز به ابو مسلم اقتدا مىكرد و بعد از عصر براى او قصه مىخواند و از فضايل بنى هاشم و گذشتهء بنى اميه سخن مىگفت . چون ابو مسلم به ماخوان [ 1 ] وارد شد به پسر كرمانى نوشت كه با او است . او از ابو مسلم خواستار ديدار شد ، ابو مسلم نزد او رفت و دو روز بماند ، سپس بازگشت . و اين در اول محرم سال 130 بود . ابو مسلم به عرض سپاه پرداخت و كامل بن مظفر را گفت تا نام و نسب همه را در دفترى بنويسد . شمار آنان به هفت هزار تن رسيد . قبايل ربيعه و مضر و يمن چنان قرار دادند كه ميان خود طرح صلح افكنند و براى نبرد با ابو مسلم متحد گردند . اين امر بر ابو مسلم گران آمد و پس از چهار ماه كه در ماخوان بود ، از آنجا بيرون آمد ، زيرا ماخوان در آخر آب بود و او مىترسيد كه نصر آب را ببندد . پس به طبسين رفت و آنجا را لشكرگاه ساخت و گرد آن خندق كند . نصر بن سيار نيز نهر عياض را لشكرگاه ساخته بود و عمال خود را به بلاد اطراف فرستاده بود . مثلا ابو الذيال [ 2 ] را به طوسان فرستاده بود و او به مردم ستم و آزار بسيار رسانده بود . بيشتر مردم طوسان با ابو مسلم در لشكرگاه بودند . ابو مسلم ، سپاهى بر سر او فرستاد . اين سپاه او را فرارى داد و سى تن از اصحاب او را اسير كرد ، ولى ابو مسلم اسيران را آزاد ساخت . آنگاه محرز بن ابراهيم را با جماعتى از شيعه بفرستاد تا مادهء نصر بن سيار را از مرو الرود و بلخ و طخارستان قطع كند او برفت و چنين كرد و قريب هزار مرد بر او گرد آمدند و او مادهء نصر را قطع كرد .

كشته شدن عبد اللّه بن معاوية بن عبد اللّه بن جعفر

پيش از اين گفتيم كه در كوفه با عبد اللّه بن معاوية بن عبد اللّه بن جعفر بيعت شد و عبد اللّه بن عمر بن عبد العزيز ، بر او چيره گرديد و او به مداين رفت . در آنجا مردمى از كوفه و ديگر جاىها آمدند و او به سوى جبال رفت و بر جبال و حلوان و قومس و اصفهان غلبه يافت و در اصفهان اقامت گزيد . محارب بن موسى ، از موالى بنى يشكر در فارس مردى عظيم القدر بود . به دار الامارهء اصطخر آمد و عامل عبد اللّه بن عمر بن عبد العزيز را از آنجا براند و مردم با عبد اللّه بن معاويه
هامش
[ ( 1 ) ] ماخران . [ ( 2 ) ] ابو الدبال .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 195 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى