بر دار كردند و بر آنها نگهبانان گماشت . چون وليد امارت يافت ، فرمان به سوختن آنها داد .
يحيى بن زيد به عبد الملك بن بشر [ 1 ] بن مروان پناه برد او نيز پناهش داد تا جستجوها پايان يافت . سپس با جماعتى از زيديه به خراسان رفت .
ظهور ابو مسلم و دعوت عباسيان
از آن زمان كه محمد بن على بن عبد اللّه بن عباس به سال 100 هجرى در زمان عمر بن عبد العزيز ، داعيان خود را به اطراف فرستاد ، دعوتشان در خراسان همچنان مكتوم مانده بود .
ابو هاشم عبد اللّه بن محمد بن الحنفيه بدان هنگام كه نزد سليمان بن عبد الملك به شام آمد و شد مىكرد ، با محمد بن على عقد دوستى بسته بود . در يكى از اين سفرها كه در حميمه از اعمال بلقاء ، در نزد محمد بن على بود ، رخت از جهان بر بست و ياران خود را به محمد بن على وصيت كرد . ابو هاشم بدان هنگام كه به عراق و خراسان مىآمد ، پيروان خود را گفته بود كه پس از او ، اين امر به فرزندان محمد بن على بن عبد اللّه بن عباس خواهد رسيد .
از اين رو پس از وفات او ، پيروانش نزد محمد آمدند و در نهان با او بيعت كردند . محمد نيز داعيان خود را از ميان آنان برگزيد و به اطراف روان داشت . از كسانى كه به عراق فرستاد ، ميسره ( معروف الداعى ) بود و از كسانى كه به خراسان فرستاد ، محمد بن خنيس [ 2 ] و ابو عكرمة السراج يعنى ابو محمد الصادق و حيان العطار ، دايى ابراهيم بن سلمه بودند . اينان به خراسان آمدند و مردم را در نهان به محمد بن على دعوت مىكردند ، مردم نيز اجابت كردند .
اينان نامههاى كسانى را كه اجابتشان كرده بودند به نزد ميسره مىفرستادند و ميسره آنها را نزد محمد بن على ، ميفرستاد . ابو محمد الصادق ، دوازده تن از اهل دعوت برگزيد و آنان را سمت نقيب بر ديگران داد . اينان عبارت بودند از : سليمان بن كثير الخزاعى و لاهز بن قريظ [ 3 ] التميمى و ابو النجم عمران بن اسماعيل از موالى آل ابى معيط و مالك بن الهيثم الخزاعى و طليحة بن زريق الخزاعى و ابو حمزه عمرو [ 4 ] ، بن اعين از موالى خزاعه و برادرش عيسى و ابو على شبل بن طهمان الهروى از موالى بنى حنيفه [ و قحطبة بن شبيب الطائي و موسى بن كعب التميمى و ابو داود خالد بن ابراهيم از بنى شيبان بن ذهل و قاسم بن مجاشع التميمى . ] [ 5 ] و پس از آن هفتاد مرد ديگر برگزيد . آنگاه محمد بن على ، نامهاى نوشت تا در امر دعوت ، آن را دستور العمل خود قرار دهند و بر طبق آن كار كنند . پس در سال 102 ميسره رسولان خود را از عراق به خراسان فرستاد . در اين ايام ، امارت خراسان را سعيد خذينه
هامش
[ ( 1 ) ] شبر .
[ ( 2 ) ] جيش .
[ ( 3 ) ] قريط .
[ ( 4 ) ] عمر .
[ ( 5 ) ] آنچه ميان دو قلاب است در اصل نبود ، از ابن اثير آورديم تا شمار نقبا دوازده تن باشد ، چنان كه خود گفته بود . الكامل ، حوادث سال 100 .