سپاه سمرقند بود . ابو الصيداء مردم سمرقند را به اسلام خواند و آنان اسلام آوردند . غوزك به اشرس نوشت كه خراج نقصان يافته و اشرس به ابن العمرطه نوشت كه مرا خبر از نقصان خراج دادهاند و حال آن كه خراج قوت مسلمانان است . و نيز شنيدهام كه مردم سغد و آن حوالى به رغبت اسلام نياوردهاند بلكه مسلمان شدهاند تا از دادن جزيه معاف باشند . پس بنگر آنان را كه ختنه شدهاند و فرائض به جاى مىآورند و سورهاى از قرآن مىخوانند از جزيه معاف نماى . پس ابن العمرطه را از خراج معزول نمود و ابن هانى را به جاى او گماشت .
ابو الصيداء او را از گرفتن جزيه از كسانى كه مسلمان شده بودند ، منع نمود . ابن هانى نيز به اشرس نوشت كه اينان اسلام آوردهاند و مسجدها بنا كردهاند ، ولى اشرس به همهء عمال خود فرمان داد كه جزيه را از همهء كسانى كه از اين پيش جزيه مىدادهاند ، بستانيد و لو اينكه مسلمان شده باشد . اينان به اعتراض برخاستند و هفت هزار تن در چند فرسنگى سمرقند موضع گرفتند . ابو الصيداء و ربيع بن عمران و هيثم الشيبانى و ابو فاطمة الازدى و عامر بن قشير يا بشير [ 1 ] الخجندى [ 2 ] و بيان [ 3 ] العنبرى و اسماعيل بن عقبه به آنان پيوستند تا ياريشان كنند .
اين خبر به اشرس رسيد . ابن العمرطه را از امور حرب عزل كرد و به جاى او مجشر بن مزاحم السلمى و عميرة بن سعد الشيبانى را گماشت . چون مجشر بيامد ، به ابو الصيداء نامه نوشت و او اصحابش را فراخواند . ابو الصيداء بيامد . ثابت بن قطنه هم با او بود . مجشر هر دو را به بند كشيد و نزد اشرس فرستاد . ديگران گرد آمدند و ابو فاطمه را بر خود امير ساختند تا با هانى قتال كنند . پس از اين ماجرى اشرس نوشت و خراج از آنان برداشت . اينان بازگشتند ولى در كارشان فتورى پديد آمده بود ، همگان به زندان افتادند . هانى در گرفتن خراج پاى فشرد . بزرگان و عجم و دهاقين را به خوارى افكند و دست به شكنجه گشود و لباسهايشان را بر تن بدريد و كمربندهايشان را به گردنشان افكند و از همه كسانى كه اسلام آورده بودند ، جزيه گرفت . مردم سغد و بخارا از اسلام برگشتند و از تركان يارى خواستند . اشرس به جنگ بيرون شد و به آمل [ 4 ] فرود آمد و چند روز در آنجا بماند . قطن بن قتيبه بن مسلم با ده هزار سپاهى بيامد و از جيحون بگذشت و با تركان و مردم سغد و بخارا رو به رو شد . خاقان نيز با آنان بود . اينان قطن را در خندقى كه كنده بود ، به محاصره افكندند و تركان ، دواب مسلمانان را به غارت بردند . اشرس به كفالت عبد اللّه بن بسطام بن مسعود بن عمر ، ثابت بن قطنه را آزاد كرد و با گروهى بفرستاد . او هر چه را تركان برده بودند ، بازپس گرفت . پس اشرس با سپاه خود بيامد و به قطن پيوست . اينان ، دشمن را منهزم ساختند . و اشرس تا بيكند پيش رفت . مسلمانان بيكند را محاصره كردند . اهل شهر آب را بر روى آنان بستند . مسلمانان سخت
هامش
[ ( 1 ) ] ابن اثير : بحير .
[ ( 2 ) ] جحدرى .
[ ( 3 ) ] ابن اثير : بنان .
[ ( 4 ) ] آمد .