خود صالح را بر آنان فرماندهى داد و براى مقابلهء آنان بفرستاد . شب هنگام دو سپاه به يك ديگر رسيدند و نبردى سخت درگرفت . مسلمانان كشتار كردند پسر خاقان نيز كشته شد و جز اندكى از آنان بازگشتن نتوانستند و هر چه داشتند به دست مسلمانان افتاد . آنگاه قتيبه منجنيقها برپا كرد و سمرقند را فرو كوفت و در بارو رخنه افكند و مسلمانان تا آنجا كه رخنه بود ، پيش آمدند . آنگاه ميانشان مصالحه افتاد به دو هزار هزار و دويست هزار مثقال زر در هر سال .
و در آن سال سىهزار سوار بدهند و در شهر مسجدى بسازند و شهر را خالى كنند و به دو واگذارند تا داخل شود و در آن مسجد نماز بخواند . چون چنين كردند و به شهر درآمد گفت : لشكر در شهر خواهد ماند و مردم سمرقند از آن خشنود نبودند . و گويند : بدان صلح كرد كه همهء بتها و آتشكدهها را به او واگذارند . پس بتها را بسوزاند و اموال را برگرفت . ميخهايى كه باقى مانده بود ، پنجاه هزار مثقال زر بود . آنگاه دخترى از جملهء اسيران را كه از فرزندان يزدگرد بود ، براى حجاج فرستاد . حجاج نيز او را نزد وليد فرستاد . از آن دختر يزيد بن وليد زاده شد .
قتيبه ، فتحنامه به حجاج نوشت و به مرو بازگشت . عامل قتيبه ، در امور جنگى در خوارزم [ 1 ] ، اياس بن عبد اللّه بود و او مردى ناتوان بود . عامل او در خراج ، عبيد اللّه بن ابى عبيد اللّه بود ، از موالى مسلم . مردم خوارزم عليه اياس شورش كردند . قتيبه برادر خود عبد اللّه را به خوارزم فرستاد و فرمان داد تا اياس و حيان [ 2 ] النبطى [ 3 ] را هر يك صد تازيانه بزند و سرشان را بتراشد .
چون عبد اللّه به خوارزم نزديك شد ، نزد اياس كس فرستاد و هشدارش داد . اياس به سويى گريخت . آنگاه به شهر درآمد و حيان را بگرفت و تازيانه زد و سرش را بتراشيد .
قتيبه به سردارى مغيرة بن عبد اللّه ، لشكرى به خوارزم فرستاد . چون خبر فرا رسيدن لشكر را شنيدند ، فرزندان كسانى كه خوارزمشاه آنان را كشته بود ، او را گفتند كه ما تو را يارى نخواهيم كرد . خوارزمشاه بيمناك شد و به بلاد ترك گريخت . مغيره به شهر درآمد و كشتار كرد و اسير گرفت . تا آنگاه كه مردم جزيه پذيرفتند . پس مغيره نزد قتيبه آمد و قتيبه او را حكومت نيشابور داد .
در سال 94 هجرى قتيبه عازم ما وراء النهر شد . بر مردم بخارا و كش و نسف و خوارزم مقرر كرد كه سپاهى دهند آنان نيز بيست هزار جنگجو در اختيار او گذاشتند . قتيبه آنان را به چاچ فرستاد و خود به خجند رفت . و با مردم آن ديار بارها نبرد كرد . در پايان پيروزى نصيب مسلمانان شد . سپاهى كه به چاچ رفته بود ، نيز ، آنجا را بگشود و آتش در آن شهر زد و نزد قتيبه بازگشت . قتيبه در كاشان از شهر هرى فرغانه بود . از آنجا به مرو بازگشت . حجاج سپاهى از مردم عراق نزد او فرستاد و او را به جنگ با چاچ فرمان داد . قتيبه ، براى فتح چاچ روان شد ولى خبر مرگ حجاج را شنيد و به مرو بازگشت .
هامش
[ ( 1 ) ] سمرقند .
[ ( 2 ) ] حبايا .
[ ( 3 ) ] السطى .