تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
پادشاهشان طرخون بود . او آنچه را كه با قتيبه بدان صلح كرده بود ، بداد . قتيبه به كش و نسف لشكر برد . در آن شهر نيز به مالى مصالحه كردند . قتيبه بازگشت . و با برادر خود در بخارا ديدار كرد و همه به مرو رفتند . چون از سغد بازگشت مردم سغد ملك خود طرخون را كه جزيه پذيرفته بود ، به زندان افكندند و غوزك [ 1 ] را بر خود امير كردند . طرخون نيز خود را بكشت . در سال 92 ، قتيبه به غزاى سجستان رفت او قصد رتبيل داشت . آنجا نيز ميانشان مصالحت افتاد . قتيبه از آنجا بازگشت . برادر ملك خوارزم ، خرزاد [ 2 ] بر او چيره شده بود . خرزاد از او باخردتر بود و دست ستم بر رعيت گشوده بود و اموال و زن و فرزند آنان را مىگرفت . ملك خوارزم در نهان به قتيبه نامه نوشت و او را فرا خواند تا كشور تسليم او كند بدان شرط كه برادرش را گوشمالى به واجب دهد . قتيبه دعوت او را اجابت كرد . خوارزمشاه هيچ كس از مرزبانان خود را از اين حادثه آگاه نساخت تا مباد بسيج نيرو كنند . قتيبه در سال 93 عزم خوارزم كرد و چنان نمود كه به غزو مردم سغد مىرود . خوارزميان سرگرم كار خود بودند و به او نپرداختند چون به هزار سب كه نزديك آنان بود رسيد ، اصحاب خوارزمشاه نزد او آمدند كه آمادهء نبرد شود ، گفت : مرا ياراى مقاومت با او نيست . بهتر اين است كه چون ديگران ما نيز با او صلح كنيم . آنان نيز پذيرفتند . خوارزمشاه به شهر فيل [ 3 ] در آن سوى نهر رفت ، و با قتيبه چنان صلح كرد كه ده هزار برده دهد و نيز زر و ديگر كالا . و او را در مقابله با ملك خام جرد يارى دهد . بعضى گفته‌اند : صد هزار برده . قتيبه برادر خود عبد الرحمان را به نبرد او فرستاد . او دشمن خوارزمشاه بود . عبد الرحمان در اين جنگ او را بكشت و سرزمين او را بگرفت و چهار هزار تن اسير گرفت و همه را به قتل آورد . قتيبه برادر خوارزمشاه را با همهء كسانى كه با او مخالفت مىورزيدند تسليم او كرد و خوارزمشاه همه را بكشت و اموال آنان را به قتيبه داد . چون قتيبه ، آن اموال را بستد به اشارت مجشر بن مزاحم [ 4 ] السلمى روانهء سغد شد سغديان نمىپنداشتند كه بدين زودى قتيبه بازگردد . در آن حال ميانشان ده روز راه فاصله بود . پس گفت اين راز را پنهان دارند . قتيبه برادر خود را با سپاهى از سواران و تيراندازان از پيش بفرستاد و بار و بنه را به مرو گسيل داشت پس براى مردم سخن گفت و آنان را به نبرد سغد تحريض نمود و آتش كينه‌ها را در دل‌هايشان برانگيخت . و خود سه روز پس از برادرش به سغد رسيد و مردم را يك ماه در سمرقند به محاصره گرفت . آنان از ملك چاچ و خاقان و اخشيد فرغانه يارى خواستند . آنان نيز جماعتى از دليران را كه همه از شاهزادگان و مرزبانان و اسواران بودند به سردارى پسر خاقان بفرستادند و به مسلمانان روى نهادند . قتيبه از سپاه خود ششصد تن را برگزيد و برادر
هامش
[ ( 1 ) ] غورك . [ ( 2 ) ] خراو . [ ( 3 ) ] فيد . [ ( 4 ) ] محشر بن مخازم .