تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكمة — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨

[ 47 ] ( روح قدسى از ملك فرا گيرد و در اجسام عالم تأثير گذارد )

قال المعلّم : « فصّ . الروح القدسيّة لا يشغلها جهة تحته عن جهة فوقه ، و لا يستغرق حسّها الظاهر حسّها الباطن ، و يتعدّى تأثيرها عن بدنها إلى أجسام العالم و ما فيه ، و يقبل المعقولات من الروح الملكية بلا تعليم من الناس » . چون گفت كه : روح انسان را ممكن است در يافتن معقولات اگر او را توجّه به عالم اسفل از حس و تخيّل مانع نيايد « 585 » . خواست بيان احوال روح قدسى را كه نه چنين است ، كه : « 586 » « قال لا يشغلها شأن عن شأن » . چه گفتيم كه : تمام حواسّ و قواى روح قدسى از عقل او منفعل باشند . پس مدام آگاه بود از عالم عقلى ، و هم از عالم حسّى ، آن را مقام « جمع الجمع » گويند اولياء را گاهى اين . پس بايد گفت كه : روح قدسى از آن روى كه روح قدسى است چنين باشد . و اين نباشد الا جولان نفس كامل . و ضرور نباشد كه صاحب روح قدسى را مدام ( 269 ) اين حالت بود . مجملا گويد اثر روح قدسى بگذرد « 587 » از تن او ، و به اجسام عالم رسد ، چنان كه ما پيش گفتيم كه : چنان كه نفس هر خيالى كه خواهد كند ، و اين صورت در قوّتى ازو پديد آيد از روح قدسى تواند بود ، كه آن صورت در خارج ( 113 پ ) متمثّل گردد ، كه همهء عالم بينند . و تواند بود كه بماند روزگار دراز . و معقولات روح قدسى نه چون معقولات ما بود از مبادى اوّل به فكر دراز به سالهاى بسيار پديد آمده ، بل او را در همهء معقولات به حدس باشد ، و معقولات برو فايض « 588 » شود از عقول فعّاله ، چنان كه پيش ازين اشاره كرديم .

هامش
( 585 ) - ط : نيابد .
( 586 ) - ط « كه » ندارد .
( 587 ) - ط : بگزرد .
( 588 ) - م : فايز .