( 224 ) و ناميه كه پيوسته چيزهايى كه نه بدن باشد متصل گرداند به بدن ، و آن را شبيه به بدن گرداند ، و از بدن به آن قوه كششى يابد . و چنان كه « 400 » از معده قوّهء اشتهاى طعام ظاهر شود ، و اين قوّه در تمامى بدن باشد و موجب ادراك لذت حسّى شود ؛ از جرم زهره قوّتى در جهان پراكنده باشد ، و با هر چيزى باشد ، و در بعضى ظاهر ، و در بعضى نهان ، كه سبب زينت جهان و خواستن حسن و خوبيهاى صورى ، و شنيدن الحان و يافتن نسب متفقه بود . چنان كه از وهم قوهء فكر پديد آيد ، و تأمّل در امور ، و اين قوّه بدن را بپاى دارد ، به شرط اعتدال ؛ از جرم عطارد نيز قوّتى سارى باشد در موجودات كه به آن علوم و آراء پديد آيد ، و كتابت ، و تامّل در كارها ، و انديشهء كار كردن ، و آنچه بدينها ماند . و چنان كه شش سبب تبريد و حرارت دل شود ، و پيوسته هواء را از خارج بكشد ، و ترويح كند قلب را و روح را ، كه در نهايت حرارتاند ؛ از جرم قمر قوّتى روحانى سارى باشد در كل عالم ، كه به آن تنفس موجودات باشد از عالم ما تحت كون به ما فوق كون ، و به آن قوه نفوس مستعد به بالا روند ، و وحي فرود آيد . و كذلك ( 83 ر ) از هر كوكبى از كواكب ثوابت قوّتى سارى باشد در كل نظام وجود ، و اين قوى از هم ممتاز نباشد ، چنان كه اشعّهء كواكب درين عالم . و ليكن اگر به فرض در يكى خللى پديد آيد در عالم ظاهر شود آن خلل ، و چون اين كواكب مدام يك حال نباشند ، خواه ثابت و خواه سيار ، كه ثوابت گاه بر نفس معدّل باشند ، و گاه نزديك معدل باشند ، و گاهى دور ، و گاهى در برجى خاكى باشند و گاهى آبى ، و كذلك سيارات اين قواى ساريه هر يك گاهى غالب باشند و ظاهر ، و گاهى مغلوب باشند و پنهان . و ليكن هرگز معطل نباشند . و چون نوبت استيلاء كوكبى شود از ادوار مشهوره ، آثار آن كوكب به ظهور رسد ، با آنكه
شرح فصوص الحكمة — صفحة 227
مساهمون: محمد تقي الأستر آبادي
ص٢٢٧
هامش
( 400 ) - م : چنانچه .