تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
مقدمتا بر « جوهر » و فقط متأخرا بر « عرض » قابل اطلاق است . مأخذ اين مثال را در بحث ارسطو دربارهء نسبت ميان « وجود » و مقولات دهگانه‌اى كه بدان تقسيم مىشود در كتاب ما بعد الطبيعه مىتوان يافت . مشخص‌ترين عبارات اين بحث ارسطو به شرح زير است : « واژهء وجود » )
to on )
معانى بسيار دارد )
legetai pollakhos )

ولى همهء آنها راجع‌اند به يك ماهيّت معيّن ، اما نه از جنبهء اشتراك « 1 » اسكندر افروديسى در شرح خود بر اين عبارت مىآورد كه واژهء وجود واژه‌اى است ميان واژه‌هاى مشترك و متواطى « 2 » . ارسطو در جاى ديگر روشنتر مىگويد كه واژهء « وجود » نه به صورت « مشترك » و نه به صورت « هم معنا » )

osautos )

استعمال مىشود « 3 » . و مراد او از « هم معنا » همانست كه در جاى ديگر متواطى مىخواند « 4 » . اين آراء ارسطو را دربارهء اينكه واژهء « وجود » در ميانهء « مشترك » و « متواطى » قرار دارد ، يا چنان كه اسكندر افروديسى سخن ارسطو را تعبير مىكند ، واژهء « وجود » از واژه‌هاى « مشكك » است مىتوان با عبارات ديگرى كه ارسطو در آنها صريحا مىگويد كه « وجود » مقدما )

protos )

بر جوهر و مؤخرا بر ديگر مقولات - يعنى اعراض - دلالت مىكند ، تكميل كرد . شاخصترين عبارت در اين باره عبارت زير است : واژهء « هست » محمول همه چيز است ، اما نه به يك مفهوم ، بلكه به آن مفهوم كه بر برخى از چيزها به تقدّم و بر چيزهاى ديگر به تأخر دلالت مىكند « 5 » . و در جاى ديگر توضيح مىدهد كه لفظ « وجود » مقدمتا بر چه چيزهائى اطلاق مىشود :

هامش
( 1 ) -Metaphysics lV , 2 , 1003 , a 33 - 34.
( 2 ) -Alexander in Metaphysica ed . M . Hayduck ( 1891 ) p . 241 l . 8.
( 3 ) -Metaphysics Vll , 4 , 1030 a . 34 - 35.
( 4 ) - نگاه كنيد به تفسيرهاى بونيتز )Bonitz )شوگلر )Schwegler )و راس )Ross )دربارهء اين عبارت .
( 5 ) -Metaphysics vll , 4 , 1030 a , 21 - 22. دربارهء اصطلاح مقدم و مؤخر به پانويسهاى شماره 1 و 2 صفحهء 476 نگاه كنيد