)
Topicol , 15 , 106 a 9 )
ميان واژهايى كه چند معنا دارند )
pollakhos )
و آنها گه فقط يك معنا دارند
) monakhos (
تفاوت مىگذارد ، و اين تمايزى است كه ظاهرا با تمايزى كه وى در كتاب مقولات ( قاطيغورياس ) بخش اول ، ميان مشترك و متواطى مىگذارد تطبيق مىكند . اسكندر افروديسى در شرح خود دربارهء آنچه ارسطو چند معنا مىخواند مىگويد كه اين واژهها را مشترك )
omonuma )
و مبهم ( مشكك ) )
amphibola )
« 1 » هم مىخوانند . ارسطو در عبارت ديگرى از طوبيقا كه اندكى پس از عبارت اول آمده است ( 17 - 16 ،
b 011 , 3 , Topico , ll (
در واژههاى چند معنا ميان ( الف ) آنها كه معناهاى متفاوت ولى اشتراك اسم دارند
) kath omonumian (
و ( ب ) آنها كه معناهايشان از جهات ديگرى
) kat allon tropon (
متفاوت است فرق مىگذارد .
در اينجا نيز اسكندر افروديسى در تفسير خود دربارهء اين جمله مىگويد كه مقصود ارسطو از واژههايى كه از جهات ديگر معناهاى متفاوت دارند واژههاى مشكك است
) amphibola (
« 2 » . از اين عبارت كاملا روشن است كه ارسطو نوعى از واژه را باز مىشناسد كه هم از واژههاى « مشترك » و هم از واژههاى « متواطى » متمايز مىباشد ، و اسكندر افروديسى اين طبقه از واژهها را « مشكك » مىخواند . همين كه دانستيم كه خود ارسطو نوع ميانهاى از واژهها باز مىشناسد كه « مشكك » خوانده مىشود مىتوانيم در نوشتههاى خود ارسطو به كمك مفسران يونانى آثارش خاستگاه و سرچشمهء بحثهاى مختلفى را كه در فلسفهء اسلامى دربارهء اين « واژهها » آمده است باز يابيم .
هامش
( 1 ) -Alexndrr , in Topica ed . M . Wallies ( 1891 ) . p . 97 . ll , 22 - 32.
( 2 ) - ايضا شرح اسكندر بر طوبيقا ( ص 152 ، بخش دوم ، بند 7 - 8 ) بنا بر گفتهء اسكندر افروديسى « مشترك » به واژه )onoma )و مشكك به جمله )logos )راجع است . اما اين جنبه از تمايز ميان مشترك و مشكك در متون عربى نقشى ندارد ، و از اين رو ، در اين گفتار مورد بحث قرار نگرفته است .