تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
نفس را از علايق آن محسوسات و جمله طبيعيات . پس چون نفس مردم به اعداد و اعانت مقدمات بر صورت اقتران قياسى شايسته گردد مر پيوسته گشتن به عالم غيب ، هم در آن لحظه و ( آن ) متصل گردد به عقول فعال و عالم غيب ، و آن چيز كه در آن عالم است در وى منتقش شود . و از آن جا صورت مطلوب وى او را حاصل آيد . و اين معنى را محققان و متقدمان « صورت بخشيدنى » خوانند از واهب صور مر نفوس بشرى را ، به واسطهء حد اوسط و صورت اقتران قياسى . پس حق آن است و جواب بيتها آن است كه مقدمات همه معدّ و معين‌اند مر حاصل شدن نتيجه را ، و علّت حاصل شدن نتيجه و مفيد وى واهب صور است ، و حصول نتيجه از عالم غيب است ، و لكن به واسطهء مقدمات و اقتران قياسى ، و به اعداد او مر نفس را ، و بدور كردن اين مقدمات مر نفس را از محسوسات و متخيّلات تا به خويشتن باز افتد و متصور كردن معقولات از اين جا نتيجه معلوم گردد .
نخست منطق بود است يا علوم نظر ؟ * كاين هم چو ميزان و آن هم چو مال و سود و زيان اگر نخست ترازو نهى ، كه بود به كار * چو مال و مايه نبود اين سخن بود هذيان و گر نخست علوم نظر نهى و از او * گرفته منطق ، گفتند اين چنين ، نه چنان پس ار چنين شمرى آن علوم را به چه چيز * درست گردد بىآلت و بيان و ضمان
حق آن است كه صناعت علم منطق را استنباط كرده‌اند از علوم نظرى . و ارسطاطاليس به اين اعتراف دارد ، و در مقامت سوفسطائيان اين معنى ياد كرده است ، و اشارت به آن كرده است كه وى صناعت علم منطق را بعضى از آن ميراث يافته است از ( متقدمان ) و بعضى خود استنباط كرده است . و چنين گفته است كه ما در همه اجزاى
منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 133 | مهدى محقق / توشى هيكو ايزوتسو