وَلكِن يُواخِذُكُم بِما كَسَبَت قُلوُبُهُم « 1 » . و لكن شما را بدانچه كه قلبهايتان كسب كرده است مواخذه خواهد كرد . قلبى كه نظرگاه خداست و بايد از كور شدنش جلوگيرى كرد كه :
لطف شير و انگبين عكس دل است * هر خوشى را آن خوش از دل حاصل است
دل چه باشد غير آن درياى نور * دل نظرگاه خدا وانگاه كور
ذره دل را بهل دل را بجو * تا شود اين ذره چون كوهى ازو
پس بود دل جوهر و عالم عرض * سايه دل كى بود دل را غرض
مثنوى مولوى دلى كه جايگاه خدا است و خدا بين انسان و قلبش در آمد و شد است . وَاعلَمُو انَّ اللّهَ يَحُولُ بَينَ المَرءِ وَ قَلبِهِ « 2 » . و بدانيد كه خداوند بين آدمى و قلب او در حركت است .
تو از دريچه دل مىروى و مىآيى * ولى نمىشنود كس صداى پاى تو را
شهريار قلبى كه وسعت او از آسمانها و زمين بيشتر است در روايت آمده است كه : لا يَسَعُنى ارْضى وَ لاسَمائى وَلكِنْ يَسَعُنى قَلْبُ عَبْدِىَ الْمُومِن . « 3 » زمين و آسمان مرا نمىتوانند در خود جاى دهند ولى قلب بنده مومن من مرا در خود جاى مىدهد .
گفت پيغمبر كه حق فرموده است * من نگنجم هيچ در بالا و پست
هامش
( 1 ) - بقره 225
( 2 ) - انفال 24
( 3 ) - محجةالبيضاء ج 5 ص 26