كُلُّ يَومٍ هُوَ فى شَانٍ « 1 » او هر روز در كار جديدى است .
كُلُّ يَومٍ هُوَ فى شَأنٍ بخوان * مرو را بى فعل و بى كارى مدان
كمترين كارش به هر روز آن بود * كه او سه لشگر را روانه مىكند
لشكرى زاصلاب سوى امهات * بهر آن تا در رحم رويد نبات
لشكرى ز ارحام سوى خاكدان * تا زِ نر و ماده پر گردد جهان
لشكرى از خاكدان سوى اجل * تا كه بيند هركسى حق العمل
باز بيشك بيش از اينها مىرسد * آنچه از حق سوى جانها مىرسد
آنچه از جانها به دلها مىرسد * و آنچه از دلها به گلها مىرسد
اينت لشكرهاى حق بى حد و مر * از پى اين گفت ذكرى للبشر
بنابراين ، چنين شخصى اگر تا قيامت هم كار بكند خسته نمىشود زيرا كه او به خداى خود اقتدا كرده است . پس انسان قرآنى نه مأيوس مىشود و نه خسته بلكه هميشه بشّاش و بانشاط است .
4 - انسان قرآنى : عاشق است و عالَم معشوق اوست . همين عالَمى كه از يك حيث فتنه و رَأسِ كُلّ خَطيئةٍ هست از يك حيث ديگر آيه و نشانه خدا است كه هر ذرّهاش آيينهاى است خدانما . طورى كه هر طرف كه روبرگردانى روى خدا را خواهى ديد .
فَايْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجهُ اللّهِ « 2 »
به دريا بنگرم دريات وينم * به صحرا بنگرم صحرات وينم
هامش
( 1 ) - بقره ، 15
( 2 ) - بقره ، 115