فصل چهارم : بيرون آمدن نماينده امام حسين عليه السلام از مكّه تا شهادتش در كوفه
4 / 1 گزارشهايى در باره رخدادها در مسير كوفه
109 . تاريخ الطبرى - به نقل از ابو مخنف - : . . . آن گاه حسين عليه السلام ، مسلم بن عقيل را فرا خواند و او را به همراه قيس بن مُسهِر صيداوى ، عُمارة بن عُبَيد سَلولى و عبد الرحمان بن عبد اللَّه بن كَدِن ارحَبى ، به سمت كوفه فرستاد . او را به پروا كردن از خدا ، پنهان نگه داشتن جريان سفر ، و نرمى و ملاطفت [ با مردم ] فرمان داد و [ نيز به اين كه ] اگر تشخيص داد مردم ، يكپارچه و قابل اعتمادند ، به سرعت ، ايشان را باخبر سازد .
مسلم ، حركت كرد تا وارد شهر مدينه شد و در مسجد پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله ، نماز خواند و با كسانى از بستگانش كه مىخواست ، خداحافظى كرد . آن گاه دو راهنما از قبيله قيس ، اجير كرد . وى با آن دو ، حركت كرد ؛ ولى راه را گم كردند . تشنگى شديدى به آنان دست داد . دو راهنما گفتند : اين راه به آب مىرسد . همگى از تشنگى ، در حال مرگ بودند .
مسلم بن عقيل ، نامهاى براى حسين عليه السلام توسّط قيس بن مُسْهِر صَيداوى از تنگه بطن خُبَيت « 1 » فرستاد : « امّا بعد ، به راستى كه من از مدينه به همراه دو راهنما بيرون آمدم ؛ ولى آن دو ، راه را گم كردند . تشنگى بر ما غالب شد و آن دو از تشنگى مُردند . ما آمديم تا به آب رسيديم و با كمترين رمق باقىمانده در بدن ، زنده مانديم . اين آب ، در
هامش
( 1 ) نقطهاى در حوالى مدينه ( ر . ك : نقشه شماره 3 در پايان كتاب ) .