3 / 4 - 2 پاسخ يزيد بن مسعود « 1 » به نامه امام عليه السلام
108 . الملهوف : يزيد براى عبيد اللَّه بن زياد - كه والى بصره بود - نامه نوشت كه او را به حكومت كوفه نيز گمارده و آن جا را نيز در قلمرو حكومت وى ، قرار داده است . در اين نامه ، جريان مسلم بن عقيل و حسين عليه السلام را برايش نوشت و به وى تأكيد كرد كه مسلم را دستگير كند و به قتل رساند . بدين جهت ، عبيد اللَّه آماده مىشد كه به كوفه برود .
حسين عليه السلام نيز براى گروهى از بزرگان بصره ، نامهاى به همراه يكى از دوستدارانش به نام سليمان - كه كنيهاش ابو رزين بود - فرستاد و در آن ، آنان را به يارى خود و پيروى از خويش ، فرا خواند . و از كسانى كه برايشان نامه فرستاد ، يزيد بن مسعود نَهشَلى و منذر بن جارود عبدى بودند .
. . . سپس [ يزيد بن مسعود ] براى حسين عليه السلام ، نامهاى اينچنين نوشت : « به نام خداوند بخشنده مهربان . امّا بعد ، نامهات به من رسيد و آنچه را كه مرا بِدان فرا خواندى ، دانستم . مرا دعوت كردى تا از پيروىات بهره ببَرم و با يارى كردنت به رستگارى برسم . به راستى كه خداوند ، زمين را از كسى كه راهنماى خير و راهبر نجات باشد ، خالى نمىگذارد و شما حجّتهاى خداوند بر خَلق و يادگاران او در زمين هستيد . شما از زيتون احمدى ، شاخه شاخه شديد . او اصل است و شما شاخهايد .
به كارى كه خواستى ، اقدام كن و پيروز خواهى شد . به راستى كه گردن بنى تميم را
هامش
( 1 ) يزيد بن مسعود بن خالد نَهشَلى ، از بزرگان بصره بود . شرح حالى روشن از او يافت نشد ؛ ليكن از اين نامه و تبليغى كه در ميان سران قبيلههاى بنى تميم و بنى سعد انجام داده و توصيفى كه از امام حسين عليه السلام كرده ، به دست مىآيد كه داراى عقيدهاى نيكو بوده است . امام حسين عليه السلام وقتى نامه او به دستش رسيد ، برايش دعا كرد . او خود را آماده كرد كه نزد حسين عليه السلام برود ؛ ولى خبر شهادت امام عليه السلام را شنيد و از اين جهت ، بسيار ناراحت شد .