را همانند قرآن فرا مىگرفتيم » .
بنابراين اگر سيره پيامبر ( ص ) تا اين ميزان نزد اهلبيت ( عليهم السلام ) ارزش و اهميت داشته است ، پس به يقين امامان ( عليهم السلام ) نيز به همين ميزان در انتقال سيره به ياران و شاگردانشان كوشيده و تعليم سيره نبوى ( ص ) را جزء آموزشهاى خود قرار مىدادهاند . ازاينرو ميان احاديث ائمه ، به ويژه امام باقر و امام صادق ( عليهم السلام ) ، اخبار سيره فراوان است و بسيارى از آنها در منابع حديثى و تاريخى همچون سيره ابناسحاق موجودند و او مستقيماً اخبارى از امام باقر ( ع ) آورده است . « 1 » از اينگونه گزارشها در ديگر منابع تاريخى نيز ديده مىشود . « 2 »
در آثار شيعى ، بنا به گفته برخى ، نزديك يكچهارم « تفسير منسوب به قمى » درباره اخبار مربوط به سيره و تاريخ انبياست . در اين تفسير كه تدوين نهايى آن در مجموع از چند اثر انجام شده ، از آثار مكتوبى بهره برده شده است كه در قرن سوم و چهارم در دسترس بودهاند ؛ براى مثال در تفسير قمى از كتاب « المبعث و المغازى » ابان احمر استفاده شده است . تفسير قمى از آثارى است كه تقريباً بخش سيره آن منحصر به
هامش
( 1 ) . سيرت رسول الله ( ص ) ، ابناسحاق ، ترجمه قاضى ابرقو ، ص 72 .
( 2 ) . با جستوجوى عبارتهايى چون : « عن ابىجعفر » ، « سمعت اباجعفر » ، « سمعت جعفر » و « عن جعفر بن محمد عن ابيه » مطالبى به دست مىآيد ؛ براى نمونه ، ر . ك : الطبقات الكبرى ، ابنسعد ، ج 1 ، صص 50 ، 146 و 284 ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، صص 151 و 453 و ج 11 ، ص 606 ؛ تاريخ الاسلام ، ذهبى ، ج 1 ، ص 577 .