دانش تاريخ و تاريخنگارى نيز بخشى از اين علوم است كه از بحثهاى چالش برانگيز و پراصطكاك به ويژه در حوزههاى عقيده و سياست به شمار مىرود . ماهيت تاريخ ، اقتضاى اين تضادها و تنشها را دارد ؛ زيرا مأموريت علم تاريخ ، ثبت و ضبط واقعيتها و انتقال و بازگوكردن آنها به ديگران و آيندگان است . اصولًا بُعد مثبت و عبرتآميز بودن تاريخ نيز در همين ويژگىاش نهفته است . اما متأسفانه بشر به جاى بهرهبردارى صحيح و سنجيده از تاريخ به منظور دورى از زشتىها و كاستن بدىها ، با دخالتدادن تمايلات نفسانى و گرايشهاى فكرى ، موجب آميختهشدن حق با باطل و گم شدن حق و حقيقت مىشود . ازاينرو ويژگى مثبت تاريخ به نقطه كور تبديل شده است و اجازه مىدهد كه هركس بتواند آن را به دلخواهش برداشت و تحليل كند .
نقاط ضعف و عوامل تحريف تاريخ بسيار است و تاريخ اسلام نيز به انواع دخالتها و سياستبازىها آلوده شده است . گاه حقايق چنان وارونه و مشتبه شدهاند كه رسيدن به حقيقت براى كمتر كسى امكانپذير است . نزاع فرسايشى شيعه و سنى در طول تاريخ ، انگيزهاى دو چندان براى تحريف تاريخ بوده و سبب پررنگتر شدن برخى جنبهها و كمرنگ شدن يا از بين رفتن جنبههاى ديگرى از واقعيتهاى تاريخى شده است . اما متهم كردن طرف مقابل به جعل و تحريف و ساختگى دانستن اخبار مؤيد رقيب در منابع اسلامى نيز به همان ميزان به حقايق تاريخى لطمه وارد كرده است و خواهد كرد . مقابله با روايات شيعى ، نمونهاى از اين
نقش شيعه در تاريخ نگارى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 87
مساهمون: محمد غفورى
ص٨٧