گرد آوردهاند و آنها را با شنيدن از شاهدان و راويان مىنوشتند . در اين مرحله ، به سبب پيشرفت نگارش ، سيرهنگارى نيز تكامل يافت و روايات سيره در بابهاى جداگانه تدوين شد و اخباريون به حوزههاى معرفتى ديگرى كه تا آن زمان به آنها توجه نمىكردند ، روى آوردند .
از آن پس تاريخنگارى اسلامى در حوزههاى متنوع رنگ سياسى ، اقتصادى و اجتماعى به خود گرفت و نوشتههاى فراوانى با حجمهايى اندك ، ولى تخصصىتر تصنيف شدند . به سبب نياز جامعه ، ديرى نپاييد كه كتبى در زمينههاى گوناگون تاريخ ، مانند طبقات ، أنساب ، فتوح ، مقاتل ، رده ، مناقب ، رحلات ، دولتها و خاندانها ، شهرها ، وفيات ، تراجم و رجال و . . . تأليف شد . « ابومخنف » ( م . 157 ه . ق ) ، « عوانة بن حكم كلبى » ( م . 147 / 158 ه . ق ) ، « سيف بن عمر تميمى » ( م . 180 ه . ق ) ، « هشام بن محمد كلبى » ( م . 204 ه . ق ) ، « هيثم بن عدى » ( م . 208 ه . ق ) ، « واقدى » ( م . 207 ه . ق ) ، « ابوعبيده معمر بن مثنى » ( م . 211 ه . ق ) ، « نصر بن مزاحم منقرى » ( م . 213 ه . ق ) و « ابوالحسن مدائنى » ( م . 225 ه . ق ) از تاريخنگاران اين دورهاند .
ج ) تدوين براساس تسلسل زمانى و موضوعهاى متوالى
اين مرحله تا پايان سده سوم هجرى ، يعنى تا زمان به وجود آمدن وضعيت مناسب براى استحكام علم تاريخ از حيث محتوا و روشمندى تداوم دارد و تاريخنگاران با تكيه بر دو انديشه تاريخ براساس تسلسل زمانى و بر محور تنظيم موضوعهاى متوالى را تدوين كردند :