بر فراز منبر و در سفر حج لعن مىكرد و احاديثى جعلى از زبان پيامبر ( ص ) در منقصت آن حضرت نقل مىنمود كه از شدت قبح ، رجاليان اهلسنت از بيان آنها شرم كردهاند « 1 » ، در نظر ابنحنبل نه تنها ضعيف نيست و نبايد در اسلامش ترديد شود ، بلكه او را با عبارت « ثقة ثقة ثقه » مىستايد . « 2 » بيشتر اهلسنت نيز او را توثيق كردهاند و بخارى با اين ادعا كه حريز سرانجام از ناصبىگرى دست كشيد ، از او روايت كرده است . « 3 »
روشن است كه معيار توثيق و تضعيف ابنحنبل و همفكران او ، جريان خاصى از صحابه است و همانگونه كه بيان كرده ، اگرچه حريز دشمن على ( ع ) است ، اما دشمن بدعتگذاران است كه به عقيده اينان شيعيان مىباشند ؛ ازاينرو بسيار تمجيد شده است . افزون بر اين مراجعه به زندگىنامه برخى محدثانى كه به دشمنى با اميرمؤمنان على ( ع ) مشهورند و به اصطلاح عثمانىاند ، و حتى از برخىشان سب امام گزارش شده است و با اين حال رجالشناسان سنى آنان را توثيق كردهاند ، حقيقت را بيشتر آشكار مىكند ؛ از جمله « ابوعائشه مسروق بن الاجدع همدانى كوفى » ( م . 63 ه . ق ) ، از فقهاى كوفه كه بغض و كينه امام ( ع ) را در دل داشت و از اطاعت حضرت ( ع ) سر برتافت و ايشان را سب مىكرد و مىگفت : « كان على كحاطب ليل » . وى همراه « أسود بن يزيد » نزد عايشه مىرفتند و از امام بدگويى مىكردند ، « مطرف بن عبدالله بن شخير عامرى » ( م . 67 ه . ق ) با
هامش
( 1 ) . الانساب ، 3 ، صص 50 و 51 ؛ تهذيب التهذيب ، ج 2 ، صص 207 - 210 .
( 2 ) . سير أعلام النبلاء ، ص 80 ؛ تذكرة الحفاظ ، ج 1 ، صص 176 و 177 .
( 3 ) . تهذيل التهذيب .