بلكه گرايشها و مضمون و محتواى اخبار آنان است . اگر محدث و مورخى ، فضايل اهلبيت ( عليهم السلام ) و اخبار شيعى را نقل كند ، بدون در نظر گرفتن ديگر ويژگىهايش ، مغضوب و منفور خواهد بود ؛ ولى اگر اخبار دروغ و غاليانه در شأن خلفا روايت كند ، حتى اگر دشمن على ( ع ) و خاندان پيامبر ( ص ) باشد ، از وثاقت و عدالت نيفتاده و رواياتش پذيرفتنى است .
چه بسيارند محدثان موثق شيعه كه به جرم شيعه بودن تضعيف و تكذيب شدهاند ، « 1 » و دشمنان اهلبيت ( عليهم السلام ) با اينكه به افراط در سب و لعن امام على ( ع ) مشهورند ، اما چون همفكر و هممسلك آنان بودهاند ، كاملًا توثيق شدهاند . « 2 » از ديدگاه اين جريان ، مخالفت با سه خليفه نخست به بدترين انحرافات مىانجامد كه بنا به تعريف اهلسنت ، غلو در رفض مىباشد . آنان تا حد تكفير نيز پيش مىروند . اما اگر على ( ع ) و خاندان پيامبر ( ص ) را لعن بكنند ، ولى پيرو سه خليفه و بنىاميه باشند ، شايستگى بالاترين توثيقها را نيز دارند .
تأسفبارتر نظر ذهبى درباره حديث نبوى ( ص ) خطاب به امام على ( ع ) است كه فرمود : « تو را دوست نمىدارد ، مگر مؤمن و دشمن نمىدارد ، الا منافق » . او براى جبران كمبود فضايل خلفاى ديگر چنين توجيه مىكند
هامش
( 1 ) . شرححال بزرگانى چون أصبغبننباته ، كميلبنزياد و ابانبنتغلب را در منابع سنى ببينيد .
( 2 ) . ابوعثمان حريزبنعثمان رحبى حمصى ( 80 - 163 ه . ق ) لاعن امام ؛ الانساب ، ج 3 ، صص 50 و 51 و ابواسحاق ابراهيم بنيعقوب بناسحاق سعدى جوزجانى ( م . 256 ه . ق ) كه به سبب دشمنى با امام ، حريزى مذهب ( و به غلط جريرى يا حرورى ) نام گرفته ؛ تهذيب التهذيب ، ج 1 ، صص 158 و 159 نمونهاى از اين افرادند .