سخن پايانى
چون عبدالعزيز نورولى ، كتابش را برپايه ديدگاههاى دانشمندان اهلسنت بنيان نهاده و هرچه در سخنان آنان در قدح و جرح راويان و مورخان يافته ، مبناى ارزيابىاش قرار داده و خود به ندرت آن را تحليل كرده ، ضرورى است سيره و سلوك عالمان و رجالشناسان سنى در تضعيف و توثيق رجال ، بررسى شود تا مبناى فكرى و ذهنى نورولى آشكارتر گردد .
در صفحات پيشين پيوسته كوشيديم تا اين نكته روشنتر شود كه ريشه همه اختلافات شيعه و سنى و هجمههاى سنگين تندروهاى اهلسنت به شيعه ، كاملًا عقيدتى و در راستاى تطهير شخصيت مخالفان اهلبيت ( عليهم السلام ) است . اكنون دوباره تأكيد مىكنيم راويان و مورخانى كه نورولى آنها را نقد كرده است ، فقط به جرم تشيع يا نقل روايات فضايل و مناقب اهلبيت ( عليهم السلام ) يا نارضايتى از عملكرد برخى صحابه ، به ويژه