تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقش شيعه در تاريخ نگارى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
تجويز كرده و شيوه عمل به آن را به پيروانشان تعليم داده‌اند . « 1 » - باب يكم ، دوم و سوم كه بيشتر شبيه مباحث كتاب‌هاى رجالى است ، در هر فصل شمارى را نام برده و در ابتدا شرح‌حال كوتاهى از هر فرد آورده و سپس نظر رجال‌شناسان سنى را درباره او نقل كرده است . در اين ميان اگر اين رجاليان به راويان اخبار شيعى دشنام نداده باشند ، حتماً برخى از آنان به تشيع يا رفض اين افراد اشاره داشته‌اند . همين ابراز نظرهاى منفى ، نشانه تشيع آنها تلقى شده و توثيقات برخى ديگر از اهل‌سنت نيز هيچ تأثيرى در نجات آنان نگذارده است . پس از آن اخبار تاريخى ايشان را بيان مىكند تا نشان دهد چه گزارش‌هايى را جعل كرده‌اند . نورولى در اين كار نيز امانت‌دار نبوده و فقط رواياتى را ذكر كرده است كه به سود شيعه بوده‌اند ؛ ولى روايات سنىگرايانه آنان را نقل نكرده است . « 2 » گويا فقط در نقل همان اخبار جعال و وضاع بوده‌اند . وى نگفته اگر چنين افرادى دروغ‌پرداز و حديث‌سازند ، پس همه رواياتشان مردود خواهد بود ؛ نه فقط روايات شيعى آنان . - در فصل اول از باب يكم كه درباره راويان غالى است ، براساس ترتيب تاريخى ، حبه عرنى ( م . 76 ه . ق ) نخستين فرد است . اهل‌سنت حبه را هم تضعيف و هم توثيق كرده‌اند . وى روايات بسيارى دارد كه نورولى فقط چند تا را برگزيده است . يكى از آن احاديث ماجراى « سد الابواب » است كه با
هامش
( 1 ) . ر . ك : الهدايه ، صدوق ، ص 52 ؛ الكافى ، ج 2 ، ص 217 ؛ تصحيح اعتقادات الاماميه ، مفيد ، ص 137 . نيز ر . ك : نقش تقيه در استنباط ، نعمت‌الله صفرى . ( 2 ) . در بررسى افراد كه در ادامه مىآيند ، مستنداتى ذكر مىشود .