نقد شود . ولى وى اين اصل را رعايت نكرده است .
- او در صفحه شانزده ، سطر دوم ، آورده است كه از « شريك بن عبدالله نخعى » ( م . 177 ه . ق ) پرسيده شد چگونه با اينكه شيعه على ( ع ) است ، ابوبكر و عمر را از ايشان برتر مىداند ؟ او پاسخ داد : « كل شيعة علي على هذا » ؛ « همه شيعيان على چنين عقيدهاى دارند » . او در حاشيه ، لازم مىبيند براى بهرهبردارى بيشتر توصيف ابنحجر را درباره شريك مبنى بر عادل ، فاضل ، عابد و دشمن سرسخت بدعتگذاران بودن بيان كند . سپس نورولى اين سخن شريك را مبناى نتيجهگيرىاى كلى درباره شيعه قرار مىدهد تا زيركانه آنان را مصداق گفته ذهبى بداند مبنى بر اينكه اگر احاديث راويان شيعه را كنار نهيم ، مفسده آشكار است و بسيارى از معارف دين از بين مىرود و نيز بين شيعه دلخواهش با شيعيان اهلبيت ( عليهم السلام ) كه با خلافت خلفاى اهلسنت مشكل دارند ، تمايز قايل شود . « 1 » اما چنين سخنى از شريك در هيچ منبعى وجود ندارد ؛ ازاينرو نورولى نيز ناچار شده است اين سخن دروغ را به كتاب « النبوات » ابنتيميه ارجاع دهد . « 2 »
- وى در بخشى از مقدمه ، برخى عقايد شيعه را مطرح مىكند . اما اولًا عقايدى را برگزيده است كه به گمان او ، نقطهضعف شيعه به شمار مىرود ؛
هامش
( 1 ) . چنان كه در فصل اول گذشت ، در عصر ذهبى ، شيعه به طور مطلق به همان شيعه اعتقادى گفته مىشد كه همان روافض يا شيعيان غالى باشند ؛ نه امثال شريك نخعى .
( 2 ) . ر . ك : النبوات ، ابنتيميه ، ص 223 . گفتنى است كه نور ولى در ارايه اين تفسير از شيعه ، تحت تأثير ابنتيميه در همين كتاب النبوات است .