- نورولى در صفحه سيزده ، سطر چهارم ، براى تعريف تشيع به استناد سخن يكى از وهابىهاى معاصر به نام « عبدالوهاب خليل الرحمان » مطلبى آورده كه مقدمه تحقيق كتاب « رسالة فى الرد على الرافضه » مقدسى است . البته آن مطلب در منابع پيشين وجود دارد « 1 » و مىتوانست به آنها مراجعه كند . با توجه به ارجاعاتى كه وى به اين مقدمه تند ضدشيعى دارد ، در مىيابيم او عنايت خاصى به آن داشته است . « 2 » همچنين در همين صفحه مطلبى را با اينكه در هيچكدام از آثار مسعودى ، مورخ مشهور ، نيافته ، ولى به نقل خليل الرحمان در همان مقدمه ، آورده است . شايسته بود او مطالبش را به منابع متقن و دست اول مستند مىساخت و عالمانه استدلال مىكرد ؛ نه اينكه به مطلبى ارجاع دهد كه در منبع اصلى وجود ندارد .
- نداشتن انصاف و امانتدارى در نقل مطالب از ويژگىهاى اين نويسنده است ؛ مثلًا عقيده شيعه را درباره پيدايش آن در يك جمله و بدون ذكر دلايل از دو كتاب متأخر شيعه ، « اصل الشيعة واصولها » ، « محمدحسين آل كاشف الغطا » و « الشيعة فى التاريخ » ، « محمد حسين الزين » آورده است و پس از آن ، به تفصيل از ديدگاه وهابىها آن را رد كرده است . « 3 » در چنين مباحثى ، رسم اين است كه آنچه قرار است نقد شود ، ابتدا كاملًا بىطرفانه و با استناد به منابع طرف مقابل تبيين ، و سپس
هامش
( 1 ) . النهاية فى غريب الحديث ، ابناثير جزرى ، ج 2 ، ص 519 ؛ لسان العرب ، ج 1 ، ص 370 .
( 2 ) . ر . ك : ص 14 گزينه 1 ، 2 و 4 .
( 3 ) . صص 13 - 18 .