نورولى اين رويه را درباره بسيارى از گزارشهاى تاريخى ديگر نيز به كار برده است ؛ مانند ماجراى سقيفه « 1 » ، جيش أسامه « 2 » ، شوراى عمر « 3 » ، مقتل عثمان « 4 » ، جنگهاى اميرمؤمنان ( ع ) « 5 » ، دستداشتن معاويه در مسموميت امام حسن ( ع ) « 6 » ، نقش يزيد در شهادت امام حسين ( ع ) « 7 » و همچنين برخى فضايل و احاديث نبوى ( ص ) مانند سخنى كه پيامبر ( ص ) درباره على ( ع ) فرمود : «
مَنْ سَبَّني فقد سَبَّ الله و مَنْ سَبَّ علياً فقد سبَّني
» . « 8 »
چنين رويكردى به تاريخ و گزارشهاى تاريخى منابع اسلامى ، آشكار مىكند كه منطقى علمى و عقلانى در پس آن نيست . بلكه نگرش متعصبانه و جزمانديشانه بر باورهاى اين افراد حاكم است .
وى براى نگارش اين كتاب كه درواقع بايد پژوهشى و عالمانه باشد ، همه مناظرهها و مناقشههاى ميان شيعه و سنى را ناديده گرفته است ؛ به گونهاى كه خواننده ناآشنا به مبحث ، تصور مىكند ، وى موضوعى بكر و بدون پيشزمينه را به چالش كشيده است . ولى درواقع او ابهامهاى سنيان قرون پيش ، مانند پيدايش شيعه به دست عبدالله بن سبا را عيناً تكرار كرده
هامش
( 1 ) . صص 305 - 313 .
( 2 ) . صص 314 - 316 .
( 3 ) . صص 320 - 325 .
( 4 ) . صص 326 - 336 .
( 5 ) . صص 338 - 365 .
( 6 ) . صص 367 و 255 ، پاورقى شماره 1 .
( 7 ) . صص 371 - 382 و ص 258 ، پاورقى شماره 2
( 8 ) . ص 254 ، پاورقى شماره 6 .