از دو حديث ابنعبدالبر ، يكى بدون سند و ديگرى را از طريق عمرو بن حماد قناد از ابوطفيل ، آورده است و در پاورقى مىگويد كه در سندش راويان ناشناخته وجود دارند . دو گزارش ابنسيدالناس ، يكى از جميع ( كه متهم است ) و ديگرى از ابناسحاق مىباشد .
او پس از ذكر همه اينها مىافزايد كه ابنتيميه ، بسيارى از اخبار مؤاخاة بين مهاجران از جمله مؤاخاة ميان على ( ع ) و پيامبر ( ص ) را انكار و تكذيب كرده است « 1 » ؛ اما ابنحجر ، اين همه روايت را كه بخشى از آن را نورولى آورده ، نمىتواند ناديده بگيرد و نظر ابنتيميه را مردود مىشمارد ، ولى براى آنكه وجود اين رابطه بين امام ( ع ) و رسول خدا ( ص ) فضيلتى براى حضرت نباشد ، اينگونه توجيه مىكند كه چون على ( ع ) نيازمند پيامبر ( ص ) بوده ، درواقع اين مؤاخاة نيز استمرار همان عمل و به منظور بر طرف كردن نيازهاى على ( ع ) است . « 2 »
نورولى در پاسخگويى به ابنحجر ، با ذكر چند روايت ديگر و بيان اشكال آنها مىگويد : « اگر هم اصل وجود مؤاخاة را بپذيريم ، مؤاخاة بين على بن ابىطالب ( ع ) و پيامبر ( ص ) را ، به سبب ضعف روايات ، نمىتوان قبول كرد » . سپس از ديدگاه ابنكثير بهره مىبرد ؛ زيرا او نيز با تفسير به رأى ، فلسفه مؤاخاة ، و با ادعاى ضعف سند همه روايات ، چنين عملى بين مهاجران را مردود دانسته است . « 3 »
هامش
( 1 ) . صص 294 و 295 كتاب .
( 2 ) . فتح البارى ، ج 7 ، ص 211 ؛ اثر التشيع على الروايات التاريخيه ، ص 295 .
( 3 ) . صفحه 297 و 298 كتاب ؛ نيز ر . ك : البداية والنهايه ، ج 3 ، ص 278 و ج 7 ، ص 371 .