تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقش شيعه در تاريخ نگارى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
نخست درباره ناقل روايت بحث خواهد كرد ، اما آن روايتى كه از متن روايت روشن مىشود ، روايتى شيعى است . دوم درباره محتواى روايتى بحث خواهد كرد كه فحواى آن روايت ، با اعتقادات شيعه همخوان باشد ؛ يعنى از ديدگاه او هر گزارش و روايتى كه با عقايد شيعه و بر خلاف باورهاى سلفىها باشد ، روايتى شيعى و ناقل آن هم شيعه است و درنتيجه حجيت ندارد ؛ هرچند بيشتر اهل‌سنت آن را پذيرفته باشند ؛ مانند واقعه غدير خم و مؤاخاة بين رسول خدا ( ص ) و على ( ع ) . نورولى درباره خبر مؤاخاة ، چند منبع با چند سند را برمىگزيند و با توجه دادن به اين نكته كه برخى روايات ، از طريق شيعه منتقل شده‌اند و نيز با توسل به شيوه‌هاى ديگر ، تا حد امكان بر آنها خدشه وارد مىسازد و در نهايت آنها را انكار مىكند . وى روايت عبدالرزاق را ، با وجود موثق بودن رواتش ، مرسل مىشمارد . سه روايت از ابن‌سعد از طريق واقدى مىآورد كه در يكى مؤاخاة بين پيامبر ( ص ) و على ( ع ) ، در دومى بين على ( ع ) و سهل بن حنيف و در سومى مؤاخاة بين پيامبر ( ص ) و عثمان بيان شده است . او حديثى از ترمذى آورده كه ترمذى آن را روايتى غريب و محقق كتاب « جامع الاصول فى احاديث الرسول » ، سند آن را ضعيف مىداند و ناصرالدين البانى نيز آن را در شمار احاديث ضعيف و ساختگى قرار داده است و حاكم نيشابورى از دو طريق آن را روايت كرده كه در هر دو ، مانند روايت ترمذى ، جُميع بن عمير تيمى و در ديگرى افزون بر جميع ، سالم ابن ابىحفصه قرار دارد . ذهبى نيز در اين دو خبر ، به سبب وجود جميع در سلسله راويانش ، ترديد نموده است . روايت ابن‌هشام را بدون اسناد و
نقش شيعه در تاريخ نگارى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 140 | محمد غفورى