شايد بجا باشد اين نكته را درباره اصطلاح اخبارى و مورخ براى نقد نظر نورولى يادآور شوم كه در قرون نخستين اسلامى ، روايات تاريخى را « اخبار » و گزارشگران آنها را « اخبارى » مىناميدند و با گذشت زمان ، اخبارى دوره اول در دورههاى بعدى ، « مورخ » ناميده شد . هرچند برخى مىكوشيدند اخبارى را به معناى راوى خبر تاريخى و مورخ را تاريخنگار معرفى كنند ، اما با توجه به منابع كتابشناسى و رجالى ، به نظر مىرسد اين برداشت چندان درست نيست و تبديل اخبارى به مورخ فقط تكامل واژگانى درازمدت است . به اين دليل كه بسيارى از مورخان صاحب آثار تاريخى ، مانند « اسد بن معلى بن اسد عمى بصرى » ، « ابومظفر محمد بن احمد نعيمى » ، « مصبح بن هلقام بن علوان عجلى » ، « 1 » « ابوعبيده معمر بن مثنى بصرى » ( م . 208 ه . ق ) ، « 2 » « ابومخنف لوط بن يحيى » كوفى ( م . 150 ه . ق ) ، « احمد بن يحيى بلاذرى » ( م . 279 ه . ق ) ، « 3 » خليفة بن خياظ عصفرى ( م . 240 ه . ق ) و « ابنفوطى عبدالرزاق بن احمد شيبانى » ( م . 723 ه . ق ) ، « 4 » در منابع ، اخبارى ناميده شدهاند ، نه مورخ . « ابوالفرج محمد بن اسحاق النديم » ( م . 380 ه . ق ) نيز با اينكه مقاله سوم كتاب فهرست خود را به مباحث تاريخى ( اخبار ، آداب ، سير و انساب ) اختصاص داده ، اما به جاى كلمه تاريخ ، واژه اخبار را به كار برده و همه مورخان مانند « محمد بن
هامش
( 1 ) . رجال النجاشى ، ج 1 ، ص 134 .
( 2 ) . تقريب التهذيب ، ابنحجر ، ج 2 ، ص 203 .
( 3 ) . سير اعلام النبلاء ، ج 7 ، ص 302 و ج 16 ، ص 36 .
( 4 ) . تذكرة الحفاظ ، ج 2 ، ص 436 و ج 4 ، ص 1494 .