تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقش شيعه در تاريخ نگارى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
8 . مورخان سنى براى تكميل كتاب‌هايشان و جبران كمبود منابع ، از كتاب‌هاى تاريخى شيعه استفاده كرده‌اند ؛ 9 . اين آميختگى موجب شده است تا برخى از راويان سنى ، چه در گذشته و چه اكنون ، تحت تأثير روايات شيعه قرار گيرند و آنها را گزارش كنند ؛ 10 . درباره هر رخداد ، لازم است تحقيق جامعى در منابع انجام شود تا روايت درست به دست آيد . هرچه مشهور است ، لزوماً درست نيست ؛ 11 . از شيعيان غيرغالى نيز نبايد غفلت كرد ؛ زيرا روايات آنان نيز متناسب با عقايدشان است ؛ 12 . تأثير تشيع در روايات تاريخى بايد در ابعاد گسترده‌تر دنبال شود و اين پژوهش سنگ‌بناى آن است . نظريه نورولى : او در اين كتاب كوشيده است تا اين نظريه را اثبات كند كه شيعيان براى حق جلوه‌دادن عقايد باطلشان و نيز منحرف نشان‌دادن غير خود ، به طور گسترده و در بيشتر حوادث و رخدادهاى تعيين‌كننده سده نخست هجرى ، انبوهى از اخبار و احاديث را جعل كرده و تاريخ اسلام را چنان مشوش و مشوه نموده‌اند كه حتى گاهى اين مسئله بر اهل‌سنت هم مشتبه شده است و ناخواسته و ندانسته در دام تشيع افتاده و اين باورهاى غلط و روايات دروغ را نقل و گزارش كرده‌اند . البته او برخى جريان‌هاى ديگر را نيز در تحريف تاريخ دخيل مىداند ؛ اما نقش آنها را به نسبت شيعه كم مىداند و نتيجه مىگيرد كه با اين همه دخل و تصرف ، بازنويسى تاريخ اسلام ضرورتى انكارناپذير است . « 1 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : صفحه 3 كتاب نورولى .